X
تبلیغات
Wissenschaftsphilosophie


ویدئوی اجرای برنامه ام با زیرنویس فارسی در دانشگاه کاسل آلمان با عنوان "آنتروپی و زندگی انسان"


گزارش روزنامه آلمانی HNA از اجرای من در برنامه گفتگوی علمی FameLab 2014 

HNA : 17.03.2014

Alles ist im Fluss. Nichts bleibt, wie es ist. Die Vergangenheit kann man nicht zurückholen: Erfan Kasraie, Philosophie- und Maschinenbaustudent an der Uni Kassel, versucht, den physikalischen Begriff der Entropie mit seiner Bedeutung für den Menschen zu erklären. Er lässt eine Münze zu Boden fallen. So vergehe ein Menschenleben, sagt er und lächelt ins Publikum. Er pustet sodann einen Ballon auf, sticht hinein. Alles ist vergänglich. Die geschätzten 100 Zuschauer im Saal des Instituts für Musik lachen.

Kasraie gehört tz den sechs Studenten und wissenschaftlern, die beim ersten Hessen Entscheid des Internationalen FameLab wetbewerbs an der Uni Kassel antraten


+ نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1392ساعت 1:19 بعد از ظهر توسط عرفان کسرایی |

عرفان کسرایی ، دانشگاه کاسل آلمان

منبع: وبسایت مطالعات علم و فناوری



مقدمه
آلمان امروز، نمونه بسیار مناسبی در راستای اثبات این ادعاست که توسعه یک کشور،اساساً از دل  سهم آن کشور در تولید علم بر می آید. به لحاظ تاریخی بسیاری از جهش های بزرگ در علم و فناوری، به ویژه در اعصار اخیر به نوعی به آلمانی ها مرتبط می شود. 
درخت تحولات بزرگ فیزیک جدید که پایه های اندیشه بشر و دیدگاه او نسبت به جهان هستی  را بصورت بنیادینی  تغییر داد در سرزمین ژرمن ها جوانه زده و از اتو هان گرفته تا هایزنبرگ ، از ماکس پلانک گرفته تا آلبرت اینشتین و ماکس بورن و بسیاری از پایه گذاران مکانیک کوانتومی و نسبیت آلمانی بوده اند.
کپلر،لایب نیتس، کانتور، فرگه، مینکوفسکی، گاوس، هیلبرت، ریمان، وایرشتراس، موبیوس، رابرت کُخ، ککوله، دیریکله رونتگن، کلازیوس، کیرشهف، لایدن فراست، هاینریش هرتز و هلمهولتز و بسیاری دیگر، جایگاه بلندی در تاریخ علم دارند و نمی توان اختراعات و ابداعات بزرگ دانشمندان ، صنعتگران و مهندسان آلمانی را انکار کرد. اختراعات و ابداعات حیرت برانگیزی که در بسیاری موارد ، جهش های بزرگ در زندگی بشر به وجود آورده اند. آلمانی ها به ترتیب ۳۷، ۳۸ و ۳۱ و ۱ جایزه نوبل در فیزیک و شیمی و پزشکی و اقتصاد داشته اند که از این میان  44 برنده جایزه نوبل تنها سهم دانشگاه گوتینگن بوده است.   

اختراع دوچرخه در سال ۱۸۱۷ توسط Karl von Drais
لامپ الکتریکی در سال ۱۸۵۴ توسط Heinrich Göbel 
تلفن ۱۸۶۱ Philipp Reis 
دینام ۱۸۶۶ Werner Siemens
یخچال ۱۸۷۶ Carl von Linde 
موتور احتراق داخلی ۱۸۷۶ Nikolaus August Otto
موتور سیکلت ۱۸۸۵ Gottlieb Daimler
خودرو در سال ۱۸۸۶ توسط Carl Benz و Gottlieb Daimler
موتور دیزل در ۱۸۹۰ توسط Rudolf Diesel
هواپیمای گلایدر در سال ۱۸۹۴ توسط Otto Lilienthal
اشعه ایکس در ۱۸۹۵ توسط Wihlem Conrad Röntgen
آسپرین در سال ۱۸۹۷ توسط Felix Hoffmann
شمع خودرو سال ۱۹۰۲ توسط Robert Bosch
فلاسک در سال ۱۹۰۳ توسط Reinhold Burger
نوار کاست توسط Fritze Pfleumer
تلویزیون در سال ۱۹۳۰ توسط Manfred von Ardenne
هلی کوپتر در سال ۱۹۳۶ توسط Heinrich Focke
موتور جت در ۱۹۳۹ توسط Hans von Ohain
کامپیوتر با قابلیت برنامه ریزی ۱۹۴۱ توسط Konrad Zuse
بارکد خوان در ۱۹۶۳ توسط Rudolf Hell
کارت هوشمند Chip card در ۱۹۶۹ توسط Jürgen Dethloff, Helmut Gröttrup
پیل سوختی در ۱۹۹۴ توسط Christian Friedrich Schönbein
MP3 در ۱۹۹۵ توسط Karlheinz Brandenberg 
تنها بخشی از نقش ژرمن ها در توسعه علم و فناوری است. 
در نوشتار پیش رو به معرفی و شرح فعالیت موسسات پژوهشی دانشگاهها، دفاتر ارتباط با صنعت و انجمن های ترویج علم و همچنین نهادهای مرتبط با ارتباطات علم در کشور آلمان خواهیم پرداخت. 
موسسات پژوهشی و انجمن های ترویج علم در آلمان به قدری گسترده و پراکنده اند که بی تردید بسیاری از آنها در این نوشتار از قلم افتاده اند. هدف من در حقیقت لیست  کردن این موسسات نبوده ، بلکه بنا دارم صرفاً با ذکر نمونه هایی، نشان دهم به طور کلی موسسات پژوهشی در این کشور چگونه در راستای ترویج علم فعالیت  می کنند. 
آلمانی ها آنگونه که من دیده ام در یک قضاوت کلی، مردمانی سخت کوش و خستگی ناپذیرند. روحیه کار تیمی بالایی دارند و بسیار بیشتر و دقیق تر از ما کار می کنند. آلمانی ها از حواشی کار ، صرف نظر نمی کنند. جزئیاتی که ما در ایران جدی نمی گیریم را جدی می گیرند. بعبارت بهتر، آنچه از دیدگاه ما جزئیات و فرعیات قابل اغماض محسوب می شود از دیدگاه عمومی آلمانی ها بسیار بااهمیت و جدیست. در زمینه توسعه علم، اما غیر از سختکوشی و جدیت و روحیه نقادانه که لازمهء کار دانشمند و پژوهشگر است، عامل دیگری نیز نقش بازی می کند. پژوهش ، هزینه دارد. دانش، شغل دانشمند است و نمی توان از پژوهشگران انتظار داشت که هم دغدغه های مالی داشته باشند و هم بتوانند ذهن خود را به زمینه پژوهشی شان معطوف نمایند. 
پوپر موانع اصلی در راه پیشرفت علم را بر دو قسم می داند. موانع اقتصادی و موانع ایدئولوژیک. در خصوص موانع اقتصادی نظر پوپر این است که فقر احیاناً می تواند یک مانع در برابر توسعه علم به شمار آید، هر چند اکتشافات نظری و تجربی بزرگی علیرغم فقر مادی به انجام رسیده اند. پوپر معتقد است اما در مقابل، رفاه مادی نیز می تواند یک مانع باشد. پوپر از دو سنخ علم صحبت میکند. نخست علوم با هزینه های غول آسا که وی از آنها با عنوان Big Sciences  نام  می برد و دوم علوم کبیر و برجسته که آن را great sciences می خواند. مقصود از نوع اول ، یعنی علوم با هزینه های غول آسا علومی است که در آن به عوض بهره گیری از نیروی اندیشه و عرضهء نظریات بدیع برای کشف رازهای طبیعت ، از ابزار بسیار پرهزینه و روش های مکانیکی و پرخرج بهره گرفته می شود و علم نظری را به سطح علم  کاربردی و تکنولوژی تقلیل می دهد. نوع دوم یعنی علوم کبیر و برجسته یعنی great sciences ازدیدگاه پوپر نظریات وحدت بخش، ساده و زیبایی هستند که که در عین حال که از عمق تئوریک زیادی برخوردارند ، معرفت آدمی را در حوزهء مربوط به خود به نحو چشمگیری افزایش می دهند. از قبیل این نظریه ها می توان به نظریه نسبیت  اینشتین، نظریه میدان فارادی- ماکسول و نظریه فرگشت داروین اشاره نمود. (اسطوره چارچوب (در دفاع از علم و عقلانیت)، پوپر، ترجمه دکتر علی پایا ص۶۱) 
توسعه علم یک کشور مستلزم برنامه ریزی سیستماتیک در سطوح کلان است و نمی توان روی بخت و اقبال تکیه کرد. در آلمان بصورت کلی این امکان برای پژوهشگران وجود دارد که با بهره گیری از بورسیه ها و کمک هزینه های مالی موسسات پژوهشی یا دانشگاه ها، تامین مالی شوند و بتوانند تمرکز خود را نه روی کسب معاش، بلکه روی زمینه پژوهشی بگذارند. البته در این خصوص همچنان نقایصی هم هست. بعنوان مثال توزیع متقارنی به لحاظ تخصیص بودجه ها صوررت نگرفته یا اگر هم گرفته از دید بسیاری همچنان این توزیع رضایت بخش نیست. برای مثال بودجه پژوهشی دانشگاه ها و موسسات پژوهشی اغلب روی پژوه های مرتبط با تکنولوژی و صنعت یا بیولوژی و عصب شناسی و … متمرکز شده و ممکن است پژوهشکده های علوم انسانی از فرصت و موقعیت مساوی برخوردار نباشند. این موضوع که بودجه توسعه علمی کشور به چه شکل و با چه مکانیسمی به شاخه های مختلف علوم تخصیص یابد پرسش مهمی است. چه کسی صلاحیت این را دارد که تشخیص دهد تخصیص و صرف بودجه تحقیقات در دیرینه شناسی، فیزیولوژی، فیزیک ذرات مهم تر است یا در نانوتکنولوژی، کیهان شناسی، مهندسی کشاورزی یا مکانیک یا متالورژی و … ؟ 
به رغم همهء اینها ، آنچه مسلّم است این است که علم، کسب و کار دانشمند است. نهادها و انجمن ها و دانشگاه با صرف هزینه و کنار گذاشتن بودجه و همچنین موسسات تحقیقاتی  با اعطای جوایز ارزشمند به فعالان علم و فناوری، این انگیزه را در دانش پژوهان به صورت چشمگیری تقویت می نمایند. انتظار توسعه علم بدون صرف بودجه و بدون در نظر گرفتن انگیزه مالی پژوهشگران ، توقعی بی جا و غیر عملی است. دنیای علم، دنیای تجارت و مارکتینگ نیست و ماهیت و محتوای علم و روش علمی با دنیای تجارت متفاوت است. اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که علم، شغل دانشمند است و کمتر پژوهشگری حاضر می شود صرفاً برای ارضای روحیه  جستجوگرانه خود و بصورت رایگان خود را وقف پژوهش و فعالیت علمی کند. 
در ایران علم به نوعی مارکتینگ حاشیه ای یا بعبارتی یک سنخ چهارشنبه بازار هم به دنبال خود دارد. فروش پایان نامه، مقاله ، انجام پروژه های دانشجویی، ترجمه ، گزارش کار و جزوه و … بخشی از بازار خرده فروشی جامعه دانشگاهی و علمی ما در ایران است. بدیهی است صرف بودجه های تحقیقاتی در علوم مختلف باید با نظارت دقیق، با تایید متخصصان و کمیته های تخصصی علمی صورت پذیرد. در غیر اینصورت عده ای سودجو پروژه های بی حاصلی با عناوین پرطمطراق تعریف کرده و روی آن بودجه گرفته و بدین ترتیب بودجه تحقیقاتی کشور را که بایستی صرف توسعه علم شود به حساب شخصی خود واریز می کنند! 
اما بازگردیم به کارکرد موسسات تحقیقاتی و انیستیتو های پژوهشی در آلمان به عنوان نمونه ای موفق در توسعه پایدار علم. در آلمان موسسات و انجمن های گوناگونی در زمینه تحقیقات علم و فناوری فعالیت می کنند. مشهور ترین آنها انجمنی است به نام انجمن ماکس پلانک (عنوان اصلی Max-Planck-Gesellschaft zur Förderung der Wissenschaften) که  در ۲۶ فوریه سال ۱۹۴۸ به ریاست اتو هان در شهر گوتینگن آلمان بنیان نهاده شد و نام پدر نظریه کوانتوم ، ماکس پلانک، را بر خود  نهاد. شخص اتو هان از سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۰ نخستین رییس انجمن (با عنوان ماکس پلانک) بوده  است. نگاهی به سابقه این مجموعه نشان می دهد که ۱۵ تن از اعضای این انجمن در زمره برندگان جایزه نوبل بوده اند و از این حیث هیچ انجمن تحقیقاتی در دنیا هم پایهء انجمن ماکس پلانک، نوبلیست نداشته است. به ندرت می توان شاخه ای از علوم و زمینه تحقیقاتی را پیدا کرد که انیستیتو ماکس پلانک در زمینه آن به تحقیقات تخصصی نپرداخته باشد. انجمن ماکس پلانک یک بنیاد بزرگ تولید علم است. رتبه بندی مجله تحصیلات عالی تایمز ( Times Higher Education) در سال ۲۰۰۶ نشان می دهد انجمن ماکس پلانک در بین مؤسسه‌های تحقیقاتی غیر دانشگاهی در زمینه علوم رتبه اول در دنیا و در زمینه تکنولوژی در جایگاه سوم جهان قرار دارد. در مجموع نزدیک به ۸۰ مؤسسه پژوهشی در داخل و چندین مرکز تحقیقاتی در خارج از کشور آلمان بعنوان موسسات وابسته به انجمن ماکس پلانک فعالیت می کنند و هر زمینه تحقیقاتی در هر انیستیتو، با سرپرستی اساتید معتبر و دانشمندان مطرح با ملیت های مختلف به تولید علم مشغولند. 

 


 

نمونه هایی از جوایز سالانه پژوهشکده و موسسات تحقیقاتی آلمان

 

Otto Hahn Medal
مدال اتو هان
مدال اتو هان از جمله جوایز انجمن ماکس پلانک است که هر ساله، تعدادی از دانش پژوهان شایسته را کاندیدای دریافت آن می نماید . مدال اتو هان جایزه ارزشمندی است که به دانشمندان و پژوهشگران جوان اعطا می شود. سابقه تاریخی این جایزه ترویج علم با ارزش ۷۵۰۰ یورو، به سال ۱۹۷۸ باز میگردد و تا کنون بیش از ۸۰۰ تن از دانش پژوهان و دانشمندان مفتخر به دریافت آن گردیده اند. 

جایزه دیتر رامپاخر
Dieter Rampacher Prize

این جایزه همه ساله از سوی انجمن ماکس پلانک به کاندیداهای جوان دانشجویی دکترا (سن حدود ۲۵ تا ۲۷) اعطا می شود. جایزه ارزشمندی برای ایجاد تشویق و انگیزه دانشجویان که از سال ۱۹۸۴ توسط هرمان رامپاخر عضو حامی انجمن ماکس پلانک و به یادبود برادرش دیتر رامپاخر دانشجوی فیزیک در TH Stuttgart بنیان گذاشته شد. 

 

جایزه دکترای گرترود ریمتسما

Gertrud Reemtsma Ph.D.
این جایزه به دانشجویان دکترا در رشته نورولوژی اختصاص دارد و بر ۲۰ هزار یورو بمدت دو سال کمک هزینه بالغ می شود. به مبلغ این جایزه می تواند تا ۳۰۰۰ یورو تشویقی نیز اضافه شود. 

جایزه پیتر هانس هوفشنایدر
Peter Hans Hofschneider Prize
این جایزه که از سال ۲۰۰۵ بنیان گذاشته شده به پژوهشگران جوانی اعطا می شود که در زمینه پزشکی مولکولی فعالیت میکنند. مبلغ این جایزه ۳۰۰۰ یورو نقدی است. پیتر هانس هوفشنایدر متولد ۱۹۲۹ دانش آموخته پزشکی، روانشناسی و زیست شناسی در دانشگاه توبینگن و از سال ۱۹۶۶ رئیس بخش بیوشیمی انیستیتو ماکس پلانک و همچنین از پایه گذاران مرکز ژنتیک دانشگاه مونیخ بوده است.

به جز انجمن ماکس پلانک ، موسسات بسیاری در آلمان هستند که با کارکرد مشابه، از پژوهش پژوهشگران حمایت میکنند و زمینه تحقیقات و تولید علم را در میان محققان و دانش پژوهان فراهم می نمایند. بدیهی است که ارائه لیست کامل و دقیقی از موسسات تحقیقاتی ، نوشتار دیگری می طلبد و ما تنها بعنوان مشتی نمونه خروار ، به برخی از آن ها اشاره می نماییم. 

انجمن تحقیقات آلمان (Deutsche Forschungsgemeinschaft  (DFG
این انجمن در چارچوب یک برنامه ویژه، امکان سفرهای علمی ، شرکت در کنگره ها، سخنرانی ها و سفرهایی جهت ایجاد ارتباط برای محققان خارجی را فراهم می آورد. جایزه ارتباطات علم این انجمن، معادل ۵۰ هزار یورو است. 

بنیاد آلکساندر فون هومبولدت Alexander von Humboldt-Foundation
این بنیاد دو برنامه عمده برای محققان و پژوهشگران خارجی با مدرک دکترا دارد:
بورس های تحقیقاتی طولانی مدت از ۶ تا ۱۲ ماه
اعطای بیش از ۱۵۰ جایزه تحقیقاتی هومبولدت در سال به پژوهشگران شناخته شده بین المللی با پیشنهاد محققان آلمانی. همراه با این جایزه محققین به مدتی نسبتا" طولانی (۴ تا ۱۲ ماه) برای انجام یک پروژه تحقیقاتی به انتخاب خود، دعوت می شوند.

 

انیستیتو ملی ارتباطات علم  Das Nationale Institut für Wissenschaftskommunikation 


یک مجموعه حرفه ای در زمینه ترویج علم است که با رویکرد ژورنالیسم علمی سهم بزرگی در امور مربوط به ترویج و ارتباطات علم در آلمان دارد.  NaWik که مرکز آن در شهر کارلسروهه واقع است با حضور دانشمندان مطرح و پژوهشگران خبره، با برگزاری سمینارها و انتشار مجلات علمی، روزنامه ها، فیلم ها و برنامه های مستند علمی یکی از موسسات معتبر ترویج علم در آلمان به شمار می آید. 

 در بخش های بعدی به معرفی سایر بنیادهای پژوهشی دانشگاهی و همچنین موسسات فعال در زمینه ترویج علم وفناوری خواهیم پرداخت و به نحوه ارتباط صنعت و دانشگاه در این کشور اشاره خواهیم نمود.. 

+ نوشته شده در چهارشنبه 28 اسفند1392ساعت 1:1 بعد از ظهر توسط عرفان کسرایی |

منبع : وبسایت مطالعات علم و فناوری 

یک دانشجوی ایرانی در مسابقات FameLab آلمان شرکت کرد. عرفان کسرایی که موضوع آنتروپی را برای ارائه کوتاه خود برگزیده بود، توضیحات خود را با مثال‌هایی جذاب به زبان آلمانی بیان کرد.

عرفان کسرایی

FameLab یک رقابت بین المللی میان دانشجویان و پژوهشگران ملل مختلف است که در آن مفاهیم و مسائل حیطه‌های گوناگون علم و فن‌آوری با زبان و ادبیات ساده ارائه می‌شود. استفاده از پاورپوینت یا نظایر آن مجاز نیست و صرفاً با وسایل ساده‌ای که فرد به تنهایی توان حمل آن را به صحنه اجرا دارد، می توان موضوع یا پدیده علمی را توضیح داد. مرحله فینال سال جاری در کشور انگلستان و فینال رقابت‌ها در آلمان در تاریخ ۱۰ ماه می برگزار خواهد شد. فعالان ترویج علم در زمینه‌های علوم پایه و مهندسی، بیولوژی، بیوتکنولوژی، شیمی، کامپیوتر، ریاضیات، پزشکی، فیزیک، روانشناسی، روباتیک و … امکان شرکت در این رقابت‌ها را دارند. شرکت‌کنندگان می‌بایست مفاهیم یا پدیده‌های علمی را در یک سخنرانی ۳ دقیقه‌ای به نحوی که برای عامه، نه برای متخصصین و پژوهشگران، قابل فهم باشد توضیح دهند. هیات داوران با انتخاب نفرات برتر، مقدمات مرحله فینال در آلمان را که در تاریخ ۱۰ می ۲۰۱۴ در دانشگاه بیلفلد برگزار خواهد شد، فراهم میکنند. فینال رقابت‌های بین‌المللی FameLab در Cheltenham Science Festival انگلستان در ماه June برگزار خواهد شد. دو نفر برنده جایزه مرحله مقدماتی به شرکت در یک دوره آموزشی رسانه (علمی) دو روزه در برلین و همچنین مرحله فینال در دانشگاه بیلفلد دعوت می‌شوند.

عرفان کسرایی

مداکراتی با برگزارکننده اصلی این مسابقات برای دریافت نمایندگی این رویداد علمی در ایران در جریان است که امیدواریم برای دوره بعدی کشور ما نیز یکی از میزبان‌های این رویداد بین‌المللی باشد. گفتنی است این مسابقات در ۲۰ کشور دنیا از قاره‌های مختلف برگزار می‌شود.

به زودی فیلم ارائه عرفان کسرائی در FameLab آلمان با زیرنویس فارسی از طریق همین سایت در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.


متن خبر در وبسایت دانشگاه کاسل آلمان

+ نوشته شده در سه شنبه 27 اسفند1392ساعت 10:47 قبل از ظهر توسط عرفان کسرایی |


FameLab ist ein Wettbewerb für junge Wissenschaftler, der weltweit neue Talente der Natur- und Ingenieurswissenschaften entdeckt.

Wenn Ihr Berufs- bzw. Studienfeld ein MINT-Fach ist und Sie meinen, Ihr Fachgebiet oder ein naturwissenschaftliches Thema einem Laien spannend und fachkundig erklären zu können, möchten


:Der Ablauf

Geben Sie eine drei-minütige Präsentation über ein naturwissenschaftliches Thema, die von einem allgemeinen Publikum verstanden werden kann

Kein PowerPoint oder Notizen – nur  Requisiten, die Sie alleine auf die Bühne tragen können.

Von Januar bis März finden die regionalen Ausscheidungen statt.

Das Deutschland-Finale findet am 10. Mai 2014 statt.

FameLab gibt Ihnen die Möglichkeit, Ihre Kommunikationsfähigkeiten im Bereich Ihres Forschungsgebietes zu verbessern. Es ist heutzutage zunehmend wichtig, dass Sie Ihr Forschungsgebiet kurz und verständlich erklären können, nicht nur Medien und Journalisten gegenüber, sondern auch der Öffentlichkeit, Freunden und Famile - und nicht zuletzt Institutionen und Behörden, die die Wissenschaft finanzieren. Als FameLab Alumni haben Sie außerdem dieGelegenheit, andere Wissenschaftler kennenzulernen und Kontakte zu knüpfen.

Link



+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1392ساعت 9:20 بعد از ظهر توسط عرفان کسرایی |

Wissenschaft für jedermann" ist eine wissenschaftliche Fernsehsendung auf tv7.ir im Jahr 2012 mit dem Thema Social Media in der Wissenschaftskommunikation

Meine vorlesung in dieser sendung war über die Gefährlichkeit von Aberglaube und Pseudowissenschaft

مستند تلویزیونی علم برای همه برنامه ای با موضوع عمومی سازی علم ، به کارگردانی حسین فروتن است که از شبکه آموزش تلویزیون ایران پخش خواهد شد. این برنامه زمانی ضبط شد که من هنوز در ایران زندگی میکردم و به کار در زمینه ژورنالیسم علمی در ایران علاقه داشتم.

- تاریخ عمومی سازی علم در ایران
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی سنتی، سخنرانی، موزه علم، پوستر و غیره
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق رادیو(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق تلویزیون(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق کتاب(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق نشریات(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق رسانه های نوین، اینترنت(ایران و جهان)

موضوع بحث من در این برنامه عمدتاً در خصوص ماهیت علم و نیز خطرات شبه علم Pseudoscience بود.

+ نوشته شده در جمعه 24 آبان1392ساعت 9:23 قبل از ظهر توسط عرفان کسرایی |

Vielleicht hat der ein oder andere von euch auch schon mal in der Fußgängerzone in Deutschland einen dieser schwebenden Männer oder Mönche gesehen und erst einmal gestaunt, wie es funktoniert, dass jemand gefühlte Stunden sositzen kann.


Natürlich kann dieser Mann nicht wirklich schweben.  Das Kostüm verhüllt eine Metallvorrichtung.


(Der Künstler sitzt eigentlich auf einer Platte (1

Von dort führt eine Stange entlang durch Kostümärmel und Stock (2) hindurch in eine weitere als Teppich getarnte Bodenplatte (3). Touristen und Einheimische sind trotzdem begeistert und möchten sich gerne weiterhin der schönen Illusion hingeben.

Ja! Dabei ist der Trick hinter dem Kunststück ganz einfach: Der Stock, an dem sich der Mann aufstützt, ist fest im Boden verankert. Über eine Stange (versteckt im Ärmel des Mannes) ist eine Platte daran befestigt, auf der der Mann sitzt.






جادوگر معلق روی هوا! در خیابان های فرانکفورت، با اجرای این نمایش، کسب درآمد می کند . 


آیا می توان قوانین فیزیک را نقض کرد؟

در شهرهای مختلف آلمان، گاه در پیاده روها مردانی با لباس راهبه های بودایی می بینید که بصورت معلق روی هوا نشسته و از این راه کسب درآمد می کنند. غالب حاضران در نهایت حیرت، معلق بودن آنها را به اصطلاح خودشان به نیروها یا با تعبیری ناشیانه و مبهم، به انرژی های ماورائی و قوای روحانی و معنوی نسبت میدهند. به نیروهایی خارق العاده که ظاهراً قواعد فیزیک قادر به توجیه و تبیین آن نیست.
این نمایش، یکی از رایج ترین حقه های جادوگران خیابانی و اساساً برگرفته از سنت مرتاضان هندی است. جادوگران خیابانی با حیله و ترفند ، دستی به عصایی گرفته که ادامه آن به یک سازه ساده متعادل منتهی و در زیر لباس و بدنهء اصلی سازه زیر قالیچه پنهان شده است. در ظاهر، غلبه آنان بر قانون فیزیکی گرانش (و بنابراین نقض اقتضائات فیزیکی جهان) حیرت برانگیز است. اعمال حیرت انگیز این دسته از جادوگران در نظر مخاطبان و ناظران، ناقض قوانین فیزیک و از همین رو اسباب حیرت است.
+ نوشته شده در چهارشنبه 22 آبان1392ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط عرفان کسرایی |


Heute habe ich eine Stadtbesichtigung gemacht und auf dem weg eine Straße gesehen die Otto-Hahn-Straße hieß.

Otto Hahn ist einer der größten Wissenschaftler, die ich kenne und ist auch mein Lieblings-Wissenschaftler. 

Er war ein deutscher Chemiker, Pionier der Radiochemie, Entdecker zahlreicher Isotope und bekam im Jahr 1944 den Chemie-Nobelpreis. Von 1928 bis 1946 war Otto Hahn Direktor des Kaiser-Wilhelm-Instituts (KWI) für Chemie in Berlin, von 1946 bis 1948 der letzte Präsident der Kaiser-Wilhelm-Gesellschaft (KWG) und von 1948 bis 1960 der Gründer und erste Präsident der aus der KWG hervorgegangenen Max-Planck-Gesellschaft zur Förderung der Wissenschaften.


امروز در یک گشت و گذار برون شهری، به خیابانی برخوردم به نام Otto Hahn . 

پروفسور اتو هان یکی از شخصیت های مورد علاقه ام در تاریخ علم معاصر، شیمیدان بزرگ و برنده جایزه نوبل شیمی در سال 1944 بود که در 28 جولای 1968 درگذشت و در گوتینگن به خاک سپرده شد. 

اتو هان در سال 1938 با اکتشاف چند و چون شکافت هسته ای ، نقش بزرگی در توسعه علم معاصر داشته. 
هان آخرین رئیس انجمن قیصر ویلهلم برای پیشبرد علوم Kaiser Wilhelm Society 
(KWG) در سال 1946 و همچنین نخستین رئیس این موسسه بعد از تغییر نام به انجمن ماکس پلانک Max-Planck-Gesellschaft zur Förderung der Wissenschaften از سالهای 1948 تا 1960 بود.
+ نوشته شده در یکشنبه 14 مهر1392ساعت 9:11 بعد از ظهر توسط عرفان کسرایی |

Herr Dr. Maleeh

Institut für kognitionswissenschaft Iran Teheran

با آقای دکتر ملیح - انجمن علوم شناختی ایران

+ نوشته شده در جمعه 12 مهر1392ساعت 10:32 قبل از ظهر توسط عرفان کسرایی |



سخنرانی درباره ماهیت فلسفه علم - 1385

+ نوشته شده در پنجشنبه 11 مهر1392ساعت 11:29 قبل از ظهر توسط عرفان کسرایی |


 "فهم عمومی از علم و تکنولوژی"

بخش پایانی

(شبکه تولید، توزیع و مصرف محصولات برنامه فریب عمومی در ایران)

 

عرفان کسرایی

www.erfankasraie.com

erfan_kasraie(at)gmx.de

 

 

 

مقدمه

یوفوها،بشقاب پرنده ها، مایاها، برخورد با بیگانگان فضایی و فرازمینی ها، هومیوپاتی ، فال تاروت و فال قهوه، دستنوشته های اریک فون دنیکن، نقش خدایان فضایی روی دیواره غارها ،شعور کیهانی، پری دریایی، چاکرا ها و هاله های انرژی، عجایب اهرام  مصر، پایان جهان در سال 2012 و ... از جمله موضوعات جذاب و داغ و پرطرفدار خرافه و شبه علم در نزد عموم مردم است. بسیاری از مردم، علاقمندی خود یا کودکان شان به پیگیری اخبار و کتابچه ها و  برنامه هایی با موضوعات های زرد و  بی محتوا نظیر موضوعات مذکور را ، مصداق علاقمندی به علم می دانند و اصولاً موارد بالا را بخشی از موضوعات زمینهء علمی ارزیابی می کنند. آنها از رازآلود بودن پدیده های مذکور، و بی پاسخ بودن سوالات پیرامون آن اظهار حیرت می کنند و خود را علاقمند به موضوعات علمی نشان می دهند. البته اشکال کار دقیقاً همینجاست که سخن از علم به میان می آید. جعل خرافه ها و باورهای سطحی و کودکانه ، شبه علم و افسانه ها به نام علم، آب گل آلودی از ناآگاهی عمومی است که مجریان برنامه فریب عمومی، به مدد آن میتوانند از آن ماهی فریب صید کنند و بازار خود را توسعه داده و رونق ببخشند.

چطور ممکن است که عده زیادی از مردم، گزافه گویی های مذکور را باور کنند. ما از خود می پرسیم، چطور ممکن است فردی با سطح سواد عمومی خواندن و نوشتن، و مطالعه کتابهای مقدماتی علوم ، همچنان باور کند که سنگ آبی چشم زخم می تواند بلاها را دور کند، یا بشقاب ارغوانی می تواند به غذا و پول یکجور انرژی (که مشخص نیست دقیقاً چیست) بدهد ، چطور ممکن است فردی باور کند با موضوعی موهوم و بی پشتوانه به نام فراردرمانی یا سایمنتولوژی (؟) بتواند با استفاده از یک موضوع بی اساس به نام شعور کیهانی و تشعشع و کامنت گذاشتن +1 در پیج های فریب عمومی، بیماری خود را درمان کند؟ چطور ممکن است فردی ایرانی در آلمان باور داشته باشد که 550 یورو بابت چند دقیقه بُر زدن کارت های تاروت، به فالگیر بپردازد تا گره مشکلات زندگی اش باز شود؟

تعداد لایک های پیج های فریب عمومی، فال تاروت و فال قهوه ، بشقاب پرنده و شعور کیهانی، اخبار آدم فضایی ها و هومیوپاتی بصورت فزاینده ای رو به افزایش است. در حالیکه تیراژ بهترین و پر محتواترین کتاب های ما در ایران، به زحمت از چند هزار فراتر می رود.

متاسفانه بازار فریب عمومی ، به دلیل دوری عموم از محتوای دانش، و ناآگاهی از علم و روش علمی، همچنان در میان توده های مردم داغ است و مشتریان با اشتیاق بسیار به این صنعت پرسود ، منفعت می رسانند.

 نهمین بخش از مجموعهء "فهم عمومی از علم و تکنولوژی" به موضوع شبه علم یا دانش نما در ایران اختصاص دارد. در این فصل نمونه هایی از طرح ها و برنامه های مجریان برنامه فریب عمومی در ایران را بررسی نموده سپس به مارکتینیگ و بازار پرسود محصولات فریب  عمومی خواهیم پرداخت.

بازار و مارکتینگ فریب عمومی مانند هر بازار دیگری دربرگیرنده دو بخش عرضه و تقاضاست. تا مشتری نباشد فروشنده ای نیست و تا فروشنده ای نباشد ، مشتری نیست. بازار فریب عمومی از جهاتی نیز مشابهت بسیاری با بازار مواد مخدر دارد. سه مرحلهء 1-تولید 2-توزیع و 3-مصرف در بازار مواد مخدر ، در بازار فریب عمومی نیز هست. عده ای محصولات و خدمات فریب عمومی را تولید، عده ای توزیع و عده دیگری مصرف می نمایند.

فریب عمومی از آن جهت که مبتنی بر مسائل واقعی و فکت های مسلّم جهان نیست ، دربرگیرنده اغفال و سوء استفاده و جعل است. از این رو شاید بتوان آن را نوعی جرم ثانویه تلقی کرد. هرجا که مغالطه fallacy باشد ، فریب عمومی هم هست . در بخش های نخست مجموعهء "فهم عمومی از علم و تکنولوژی" فریب عمومی را اینگونه تعریف کردیم:

طرحی کلی از مجموعه اعمالی  که ناآگاهی عمومی از محتوای دانش و نگرش علمی را هدف گرفته است.

اما در این بخش تعریف نخست را به صورت زیر توسعه می دهیم:

 طرح کلی از مجموعه اعمالی که دوری مردم از اصول خرد و منطق Common Sense یا Common logic و نیز ناآگاهی عمومی از  محتوای دانش و نگرش علمی را هدف گرفته است.

 بنابراین تعریف جدید ما از "برنامه فریب عمومی" جامع تر و در برگیرنده سرفصل های گسترده تری است.

فراموش نکنیم مقصود ما فقط و فقط طرح های سیستماتیکی است که محتوای دانش و نگرش علمی را هدف می گیرند،  نه الزاماً هر نوع طرح های فریبکارانه و جعل و کلاهبرداری. برای نمونه  اگر کسی با چرب زبانی و  ارعاب یا تهدید یا بکارگیری مغالطات منطقی، عده ای از مردم را با وعده ساخت مجتمع مسکونی فریب داده، و سپس متواری شود ما اعمال آن فرد را هرچند کلاهبرداری و جاعلانه می دانیم اما آن را ذیل عنوان "برنامه فریب عمومی" به آن صورت که مطمح نظرمان است بررسی نمیکنیم. اما اعمال فریبکارانه کسانی که مدعی درمان های کائناتی هستند را میتوانیم ذیل عنوان طرح "برنامه فریب عمومی" بررسی نماییم و روش و شگردهای فریبکارانه همگی آنها که مبتنی بر سوء استفاده از علم و روش علمی است را آشکار نماییم. بعبارتی حساسیت ما تنها روی "علم و روش علمی" است.

به دلیل حجم بالا و گستردگی مطالب و مصداق های فریب عمومی در ایران، جبراً از توضیح بسیاری از مصادیق صرف نظر می کنیم و حتی نمونه هایی که در این بخش بر خواهیم شمرد بصورت گذرا و سرسری بررسی می نماییم. در بسیاری از موارد تلاش خواهیم کرد از گفتن نام اشخاص پرهیز کنیم و تنها به توضیح نوع و مدل طرح فریب عمومی اکتفا کنیم.



تصور کنید یک ایمیل تبلیغاتی دریافت کرده اید که در آن از شما پرسیده شده :

آیا می دانید برای افزایش شانس و خوش شانسی از چه سنگ هایی می توان استفاده کرد؟

 

اگر گوینده سنگی را برای افزایش شانس به شما توصیه کرده و  شما را به خرید آن ترغیب نماید چه واکنشی از خود نشان می دهید؟ به پرسش های زیر چطور؟ واکنش شما در برابر چنین سوالاتی چیست؟

 

 از چه سنگی برای غلبه بر دشمن و جلوگیری از زخم زبان می توان استفاده کرد؟

 برای افزایش شانس و خوش شانسی از چه سنگ هایی می توان استفاده کرد؟

 برای دفع بلا و دوری از حادثه های بد از چه سنگی باید استفاده کرد؟

 برای افزایش اراده و اعتماد به نفس از چه سنگ هایی می توان استفاده کرد؟

 آیا سنگی وجود دارد که در افزایش طول عمر موثر باشد؟

 آیا سنگی جهت گشایش کار، رفع مشکل و موفقیت در برابر مشکلات وجود دارد؟


 

 

اگر با کلیک روی پرسش ها، با این پاسخ مواجه شوید که در سنگ ها انرژی ماورائی وجود دارد که می تواند بلا یا حادثه بد را از شما دور کند ، رغبتی به خرید این محصولات پیدا میکنید یا این موضوعات را خرافه های بی اساس دانسته و به آن اعتنایی نمیکنید؟

آیا از خودتان می پرسید که چه نوع انرژی ممکن است در سنگ باشد که با تشعشع غیرقابل اندازه گیری بتواند روی روحیات و رویدادهای زندگی اثرگذار باشد؟ آیا از خودتان می پرسید که چرا در تبلیغ از کلمهء "انرژی" که یک کلمه با بار معنایی علمی مشخص است استفاده شده است؟

اینکه بسیاری از مردم برای توجیه باورهای عجیب و بی دلیل خود، دست به دامان الفاظ و کلماتی نامانوس و و بی ارتباط می شوند موضوع جدیدی نیست. انرژی، تشعشع، نیرو، متافیزیک، کوانتوم و ... از جمله کلماتی است که بسیاری برای تئوریزه کردن عقاید شبه علم یا خرافه خود از آن بهره می گیرند. این سرقت ادبی از حیطه واژگان علمی بی دلیل نیست. برای نمونه زمانی که فردی برای اثبات عقایدش در خصوص طلسم یا چشم زخم می گوید: این موضوع در علم هم ثابت شده یا کوانتوم (؟) هم این موضوع را اثبات کرده پیش از هرچیز قصد دارد باورهای خود را از اتهام خرافه بودن برهاند. دیگر آنکه به دلیل پیچیدگی های فنی توضیح پدیده های فیزیک جدید، مکانیک کوانتومی و نظایر آن که تنها از عهده متخصصین بر می آید ، از توضیح بیشتر شانه خالی کند. سومین مزیت بکارگیری این الفاظ پرطنین ، اثر گذاری بر مخاطب ناآگاه است. مخاطب که با رگباری از کلمات و اصطلاحات علمی روبرو می شود چاره ای جز تسلیم ندارد. 

دربسیاری از فصل های این مجموعه توضیح دادیم که "متافیزیک چیست" . بسیاری از افراد تصور می‌کنند متافیزیک به معنای چیزی ورای فیزیک یا به معنای پدیده‌هایی است که فیزیک از توصیف و تفسیر آن عاجز است متافیزیک به دلیل شباهت لفظی به فیزیک، در ذهن بسیاری به اشتباه تعبیر شده است افراد ناآشنا با واژگان حوزه علوم و فلسفه، مابعدالطبیعه را با ماوراءالطبیعه جابه‌جا گرفته‌اند و از روی ناآگاهی به پدیده‌های عجیب و فراطبیعی (در صورت وجود) یا به‌عبارتی آن‌چه که پدیده‌های پارانرمال paranormal خوانده می‌شوند عنوان متافیزیک اطلاق می‌کنند!

محتملاً بارها شنیده‌ایم که کسانی خواص سنگ ها یا فال تاروت یا احضار ارواح و ... را زیرمجموعه مسائل متافیزیکی عنوان می‌کنند و علی‌الاصول تصور می‌کنند متافیزیک به معنای پدیده‌هایی است که فیزیک از توصیف و تفسیر آن عاجز است! 

طراحان برنامه فریب عمومی که عموماً تبلیغ محصولات خود را در برنامه‌های زرد تلویزیونی ماهواره‌ای و روی میلیون‌ها وب‌سایت شبکه اینترنت قرار می‌دهند نیز از این قاعده مستثنی نیستند. آنان با ترفندهای گوناگون موضوعاتی مثل شعور کیهانی را عرضه میکنند و یا محصولاتی نظیر تکه‌های سنگ، برچسب دفع سموم بدن!، مهره مار، دست‌بند انرژی و آرامش! ، دارو و درمان‌های دروغین افزایش قد و لاغری و CD ‌های ترک اعتیاد و ... را در مقیاس انبوه به فروش می‌رسانند و سوار بر ناآگاهی عمومی ، تجارت آلوده خود را پیش می‌برند. رمّالان و شیّادان روزگار ما برای فروش تولیدات خود، دست به دامان به‌کارگیری واژگان پر ابهت و پرطنینی چون متافیزیک و امواج الکترومغناطیس و ... می‌شوند تا بلکه مخاطب ناآگاه ، تصور کند کارکرد محصولات فوق، از پشتوانه‌ای علمی (مخاطب ناآگاه، متافیزیک را به‌معنای فیزیک جدید یا چیزی ورای فیزیک و لذا آن را نوعی علم تلقی کرده و بلکه معتبرتر می‌داند) برخوردار است. به همین جهت در تبلیغات شیّادانهء آن‌ها دیگر سخنی از بلغم و صفرا و طبائع اربعه و سردی و گرمی و آب و باد و خاک و آتش نیست. سخن از متافیزیک است و نیروی مغناطیس!

با هر رویکردی که تعریفی جامع از مابعدالطبیعه (متافیزیک) ارائه دهیم نه مهرهء مار و اثر آن بر خوشبختی و جذابیت افراد، نه خواص سنگ‌های ماه تولّد، نه فال تاروت و نه طالع‌بینی و نه نظایر این ها، هر چه که باشند هیچ‌کدام موضوع بحث متافیزیک نیستند.

 

یکی از پیج های پرطرفدار فریب عمومی در فیس بوک که افراد در آن با اشتیاق زیاد ، گزارش رویت موجودات بیگانه فضایی را پخش می کنند یا معتقدند که فضاییان در هزاره های پیشین به زمین آمده بودند و نقش و نگار غارها را موید این ادعای خود می دانند.

 

بحث را با نمونه دیگری از تبلیغات فریب عمومی ادامه می دهیم :  واکنش شما به این خبر چیست؟

چشم زخم (چشم شوري) از نظر علمي ثابت شد

نخستین پرسش می تواند این باشد که مقصود از "از نظر علمی" چیست؟ دوم اینکه چرا چنین موضوعی به اثبات یا تبیین علمی محتاج است؟ و دست آخر اینکه طبق کدام منبع و کدام پژوهش ، کجا و در چه سالی؟

مخاطب عام برنامه فریب عمومی، ، چنین پرسش هایی را جدی نمی گیرد و از آن رو که اطلاعی از چند و چون روش علمی ندارد ، خبرهایی از این  دست  را به سادگی باور می کند. 

نحوه استدلال به کار گرفته شده در این گونه از طرح ها غالباً بسیار سطحی و مغالطه آلود است. به استدلال به کار گرفته شده در خبر زیر توجه نمایید:

 زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!

 دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم! مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و قطار یه دفعه متوقف میشه! این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!

 پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

 بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!

بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!

بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!

بکارگیری الفاظ و کلمات مغشوش و مبهم و وام گرفتن از اصطلاحات علمی، وجه اشتراک مجریان برنامه فریب عمومی است. آنها گاه از متافیزیک سخن می گویند، گاه از موجودات غیر ارگانیک (این تعبیر به لحاظ علمی، مبهم و ناشیانه و بی معناست) ، مهندسی نرم افزار مولکول، تشعشع کیهانی یا فرادرمانی . تمامی این اصطلاحات ، مبهم و اساساً به لحاظ علمی بی معناست. 




تعبیر گنگ و مبهمی مثل "موجودات غیر ارگانيك" که بصورت نصفه و نیمه از اصطلاح علمی برداشته شده، میتواند موضوع یک شعر یا یک قطعه ادبی و هنری باشد . هیچ ایرادی هم بر آن مترتب نیست. اشکال کار اینجاست که قایق برنامه فریب عمومی در ساحل علم  لنگر میاندازد.

طبق این تعریف موجودات غیرارگانیک ،  موجوداتی زنده اما بدون ارگانهای زیستی گیاهان، حیوانات و انسانها (سلو لها و اندامهای ساخته شده از مواد آلی و معدنی) هستند (؟؟)  و به طور معمول دیده نميشوند (چرا؟) ؛ اما هر گروه از آنها نقش مهمی در زندگی انسان ایفا میکنند (روی چه حساب و بر چه اساس؟) آثار آشکار این موجودات در زندگی انسان باعث میشود که نتوان وجود آ نها را انکار کرد (چطور؟)  و نقش پنهان آنها مانع از این است که بتوان به راحتی آ نها را مورد شناسایی قرار داد. این موجودات در دو گروه عمده با عنوان «جن »؟ و «کالبد ذهنی » ؟ جای ميگیرند.

 

در تهران یکی از مجریان فریب عمومی کلاسهای روح و روان و بادکنک ذهنی! برگزار می نمود و حتی برای کارهای خود مجوز هم داشت و تحت همین عنوان به درمانهای کاذب انرژی درمانی و ... هم میپرداخت. اشعار بی وزن و بی ذوقی هم می سرود و حتی دیوان اشعار هم منتشر کرد. هر چند وی بنا به دلایلی نتوانست مانند سایر مجریان برنامه فریب عمومی، موفقیتی کسب کند و تعداد شاگردان و هواداران و مشتریان برنامهء فریب عمومی او از حد هزار نفر بیشتر نشد.   وی خود را ذیل عنوان محقق در زمینه تاثیر امواج الكترو مغناطیس در سلامت افراد معرفی میکند. اینکه چرا از میان این همه پدیده مورد بحث در فیزیک، الکترومغناطیس انتخاب شده ، محتملاً به دلیل ملموس و مرئی نبودن امواج الکترومغناطیسی است.

 

یکی از مشهورترین مجریان برنامه فریب عمومی که موفقیت بزرگی در فریب عموم کسب کرد و از این راه ثروت زیادی هم بدست آورد یک شعبده باز و معرکه گیر ساده بود که در سالهای اول دهه 60 با اجرای شعبده در برنامه "دیدنیها" خود را مطرح کرد. وی مدعی بود که دانشگاههای معتبر دنیا نظیر انگلستان انرژی (؟)  او را تایید کرده اند و به او مدرک دکتری داده اند! از همین رو اقدام به بازگشایی مطب کرد و با جعل و فریب و سوء استفاده از ساده دلی مردم طرح فریب عمومی خود را پیش برد.

شخصیت های مشهور و حتی هنرمندان ایرانی برای انرژی گرفتن به او مراجعه میکردند! جمعیتی که برای جلسات کسب انرژی!! ترتیب میداد گاهی بالغ بر 10 هزار نفر میشد. در ایران ،  خسرو شکیبائی و آغاسی و منوچهر نوذری توسط وی انرژی درمانی! شدند ولی نه تنها بهبودی پیدا نشد بلکه هر 3 آنها بعد از مدتی فوت کردند!

این شخص سپس در شبکه های ماهواره ای زرد به تبلیغ محصولات و خدمات فریبکارانه پرداخت و سی دی ها و پوستر خود را به مردم ساده دل میفروخت.

جالب اینجاست که مدام تاکید میکرد سی دی های کپی، انرژی ندارند و حتماً باید سی دی های اصل را خریداری کرده و به صدای حامل انرژی ام گوش بدهید!

 او مدعی بود می تواند قاشق و چنگال را خم کند! (این شگرد برای شعبده باز ها درست مثل درآوردن خرگوش از کلاه، ابتدایی و ساده است) برای تحت تاثیر قرار دادن مخاطبان، زیر مچ اش آهنربا کار میگذاشت و با آن عقربه ساعت رو متوقف میکرد.

استدلال یکی از مشتریان برنامه فریب عمومی وی در یکی از تالارهای گفتمان، نحوه و الگوی فریب خوردن مشتریان را با وضوح بیشتری نمایان میکند.

 *من قبولش دارم! چند سي دي ديدم كه همه تو ايران تاييد كردند!! درباره انژي درماني تو انقلاب هم ميفروشند بنابراين با توجه به اشنايي به ايشون اينو هم قبول دارم !!

وی در سفر به تورنتو  در هفته نامه اي براي خود يك آگهي تبليغاتي چاپ كرد و نوشت كه يك استثنا در نيرودرماني است ! و اكنون تحت پژوهش مراكز علمي امريكا قرار گرفته و داراي نيروي شفابخش در صورت و دست خود است . اين نيروي قدرتمند تاكنون هزاران بيمار ناعلاج را درمان كرده و اكنون در اختيار شما قرار گرفته است. (؟)

يكي از شاكيان مي گويد: (من يك نابينا هستم . چهار سال پيش متوجه شدم كه وی به ايران آمده . اميدوار بودم كه از اين نابينايي رها شوم . سرانجام پس از شش ماه موفق شدم از او وقت ملاقات بگيرم . اومرا ديد و گفت : نابينايي ات را درمان مي كنم ، اما اين كار هزينه بالايي دارد. او براي هر ويزيت از من 50 هزار تومان پول مي گرفت تا اين كه ده بار مرا ويزيت كرد و يك بار هم 500 هزار تومان از من گرفت ، اما بيماري ام معالجه نشد، تا اين كه يك روز يكي از دوستانم گفت وی از من فيلم برداري كرده و با مونتاژهاي مردي روي تصوير من مدعي شده كه نابينايي ام را درمان كرده است ).

(الف ، ن ) یکی دیگر از شاکیان نيز مي گويد: (از ناحيه چشم به طور مادرزادي دچار مشكل بودم . او دستش را مقابل صورتم گرفت و به حركت درآورد، اما هيچ اتفاق خاصي نيفتاد و من چيزي احساس نكردم . فقط جريان هوا را، كه به خاطر حركت دستش ايجاد شده بود، حس كردم و هيچ تغييري هم در چشم هايم ايجاد نشد).

 

این فرد گاهی از 100 تا 400 نفر را نیز همزمان ویزیت میکرد! بصورتی که از یک راهرو رد میشد و به همه افراد بصورت فله ای انرژی منتقل میکرد. یعنی به عبارتی نفری 4000 تومان که چند دقیقه طول میکشید و در مجموع 1 میلیون و 600 هزار تومان کسب درامد میکرد.


تصویر سای بابا یکی از خدایان و مجریان برنامه فریب عمومی در هند که پیروان بسیاری در سراسر جهان دارد. 


محصولات فریب عمومی بسیارند و بدیهی است که بررسی یک به یک این محصولات ، زمان زیادی می برد. از این رو می توانیم تنها تعداد کمی از محصولات فریب عمومی را تنها به عنوان نمونه و به صورت جسته و گریخته تحلیل و معرفی نماییم.

در نظر بگیرید از طریق دوستی، یا از طریق دریافت یک ایمیل تبلیغاتی ، متوجه می شوید محصولی وجود دارد که شما می توانید با گذاشتن آن در کیف پول، برکت یا به عبارتی انرژی مثبت (؟) دریافت کنید. واکنش شما چیست؟ آیا شما متن تبلیغاتی زیر را باور کرده و به خرید چنین محصولی ترغیب می شوید؟

بشقاب ارغوانی! 

فروشنده این محصول فریب عمومی در تبلیغات خود می نویسد:


 این عکس یک بشقاب ارغوانی است برای اینکه مردم بتونن اون رو به گردنشون بیاویزند و ازش انرژی بگیرند به شکل یک دیسک کوچک ساخته شده، نوع بشقاب ارغوانیه چون اون رو به عنوان فرشته ای که حامی انسانه ساخته اند. دقیقا" همون بشقاب قرمزه و فقط برای اینکه مردم بتونن اون رو به گردنشون بیاویزند یا به لوازم شخصیشان آویزان کنند و از انرژی اون بهره ببرند به این شکل ساخته شده. خود من توصیه می کنم اگه خرید بشقابهای بزرگ براتون مقدور نیست این رو تهیه کنید چون هم از همه زیباتره و هم همون خصوصیات رو داره و هم قیمتش مناسب تر از بقیه در می آد و هم به خاطر سبکیش وقتی تعداد ی از اون رو با هم به ایران بفرستم هزینه ی پست بینتون تقسیم میشه و خیلی مناسب میشه.اینجا اون رو  purpleangel   می نامند و شکلش هم اینه

من هم برای خودم سفارش دادم و بیشتر ساعات با منه و گاهی همین طور که دارم درس می خونم اون رو می برم بالا و روی چاکرای هفتم می گذارم تا انرژی بیشتری دریافت کنم.من یک سری توضیحات درباره ی اونها به دست آوردم که چون سوال خیلی ها بود اینجا برای همه تون می نویسم.

همه ی این بشقابها ، چه فرشته چه دیسک کوچک چه بزرگ چه کارت اعتباری از یک نوع و یک جنس هستند و خواصشون مثل همه. اما چون اون رو به شکلهای مختلفی ساخته اند اینجا مردم برای هر کاربردی یک شکلی رو می خرند. مثلا کارت اعتباری رو تو کیفشون می گذارند و دیسک رو به گردن یا موبایل یا کیفشون وصل می کنند. حتی یک مدل کوچک زدند که به قلاده ی سگ و گربه هاشون وصل میشه که اونها رو آروم و با انرژی و شاد نگه داره.و مدلهای بزرگش رو برای دادن انرژی به کریستالها و آب و غذاها و ....استفاده می کنند.اما در واقع همه شون خواص مشترک دارند یعنی همه رو میشه برای برکت دادن در کیف گذاشت یا استفاده های درمانی !

موارد مصرف بشقاب بنفش:

1.       برای برکت و انرژی دادن به کیف پول یا جیبتون میتونید یک بشقاب سایز کوچک را در جیب یا کیف پولتون قرار بدید البته کسی نباید باهاش تماس داشته باشه جز خودتون.

2.       میتونید برای تازه نگهداشتن مواد غذایی داخل یخچال ( مثل سبزیجات یا گوشت) این بشقاب ( البته سایز بزرگ) رو داخل یخچال و در طبقه وسط قرار بدید

3.       اگر گلدانی در خانه دارید که خوب رشد نمیکند ( بیمار است!) گلدان را در بشقاب قرار دهید یا آبی که به گلدان میدهید را از شب قبل در بشقاب قرار دهید و روز بعد از آن آب به گلدان آب بدهید

4.       اگر در منزل سگ یا گربه نگهداری میکنید برای یک بشقاب سایز کوچک زیر محل خوابشان و یا زیر ظرف غذایشان قرار دهید برای آرامش.

5.       اگر از کریستالهای انرژی ( یا گوی های کریستالی )  استفاده میکنید برای انرژی دادن بیشتر به آنها آها را به مدت 12 ساعت در بشقاب قرار دهید.

6.       بشقاب را روی هرعضو از هر موجود زنده آسیب دیده ای میتوانید قرار دهید برای آرامش و انرژی.

7.       همراه داشتن این بشقاب های کوچک موقع مسافرت شما را از بیماری و مشکلات معدوی در امان میدارد و حتی میتوانید  آب آشامیدنی خود را هنگام مسافرت با آن انرژی ببخشید ( احتمالا اگر درباره سلامت آب مطمئن نباشیم با قرار دادن بشقاب بنفش در آب میتوانیم خیال خودمان را راحت کنیم.  البته در متن انگلیسی انرژی دادن آمده!)

 8.       قرار دادن بشقاب کوچک روی پیشانی از سردرد شما میکاهد و برای بیمارانی که از درد مفاصل به علت بیماری نقرس یا آرتروز رنج میبرند هم مفید است و همچنین به هنگام درد معده و یا حالت دل آشوب و یا تهوع میتوان بشقاب را روی معده قرار داد و آرام شد.

 9.       قرار دادن این بشقاب کوچک روی پیشانی به هنگام بیدار شدن از خواب به شما برای به یاد آوردن خوابی که شب قبل دیده اید کمک میکند و  همچنین کسانیکه مراقبه  و یا مدیتیشن میکنند میتوانند با قرار دادن این بشقاب روی پیشانی مراقبه عمیق تری داشته باشند.

 همچنین  به شهادت کسانیکه از این بشقاب ها استفاده کرده اند(؟) این بشقاب ها برای درمان  گرفتگی عضلات، سردردها، ناراحتی های معده، سفت و خشک بودن مفاصل، ناراحتی گردن مادرزادی ( مثل کسانیکه گردنشون به طور مادرزادی کج است)، انواع ورم، عفونتهای قارچی و یا کچلی، لرزش چانه و فک (که معمولا با صدایی خفیف همراه است)، اعتیاد به الکل، اضطراب، قولنج و افسردگی  استفاده شده و مفید بوده است. (؟)

 

آیا شما متن بالا را باور کردید؟ نوع استدلال مجری برنامه فریب عمومی شما را برای خرید این محصول قانع کرد؟

 

دربارهء نمونه زیر چه می توان گفت. خانومی که در یک برنامه تلویزیونی ادعا می کند دارای دکترای افتخاری از یکی از دانشگاه های انگلستان است و همچنین سه کالج قدرت پنهان در سرتاسر دنیا دارد و میگوید :  7 استاد قدرتمند من را یاری می کنند

 و البته هر وقت بینندگان از او خواسته اند این اساتید را در برنامه بیاورد یا حداقل اسامی آنها را بگوید در جواب می گوید وقت اساتید من بسیار پر است و نمی توانند در برنامه حاضر شوند و اگر اسامی آنها را هم من بگویم باعث می شود آنها معروف شوند و اساتید من از مشهور شدن بیزارند!

 برای دعا کردن از طرف هر شخص، به یک آینه قدی صد ساله و 85 شمع گیاهی و چند متر پارچه ابریشم خالص احتیاج دارد که هزینه این وسایل به عهده شخصی که تقاضای دعا دارد است و باید ابتدا پول را به حساب این خانم واریز کرد تا پس از خرید وسایل مورد نیاز آنها را به اساتیدش بدهد و آنها مراسم را شروع کنند.

 برای انجام مراسم مخصوص «رمالی» احتیاج به یک آینه صدساله! ، ۸۵ شمع گیاهی! و چندین متر پارچه ابریشم! دارد که هزینه این وسایل که حدود ۳۵ میلیون تومان می شود، به عهده شخصی است که تقاضای دعا دارد

 10500 دلار هزینه اجاره ماهانه این برنامه ماهواره ای فریب عمومی است و این نشان می دهد که عایدی مالی شبکه فریب عمومی، چطور می تواند به مبالغ هنگفتی بالغ شود.

 

 

 او دربارهء خودش می گوید:

 {عزیزان من به جز اجرای برنامه ها و دعا در کنار استادان تا نیمه های شب، من به نگهداری از 140 کودک بی سرپرست هم مشغولم. در ضمن میتینگ ها و کنفرانسهای چند ساعته در تمام هفته ها خودش وقت زیادی را از من می گیرد. همونطور که شما عزیزان می دونید 2 کالج، یکی در در شهر "هانوور" در کشور آلمان و دیگری در  "کمبریج" انگستان افتتاح کرده بودم که به لطف استاد بزرگ که ایشان استاد هفت استاد من هست، سومین کالج در حال اتمام مراحل پایانی خویش است که به زودی خبر افتتاح آن را به شما عزیزان  خواهم داد اگر مایلید به گنج های پنهان دسترسی پیدا کنید و از آیندۀ خود بشتر بدانیدو یا در صدد رفع مشکلات زناشویی، تنگدستی، بیماریهای روحی، نازایی و  احتیاد (؟؟؟) هستید؛ قدرت پنهان حلال مشکلات شما می باشد}

   

باور اینکه گزافه گویی های بالا، توهمات بیمارگونه، کالج هایی که اساساً وجود خارجی ندارند، هفت استاد تخیلی و استاد بزرگ خیالی و داستانسرایی دربارهء آن بتواند عده ای از مردم را که سواد خواندن و نوشتن دارند فریب دهد ساده نیست. ما از خود می پرسیم، چطور ممکن است فردی با سطح سواد عمومی خواندن و نوشتن، و مطالعه کتابهای مقدماتی علوم ، همچنان باور کند که سنگ آبی چشم زخم می تواند بلاها را دور کند، یا بشقاب ارغوانی می تواند به غذا و پول یکجور انرژی که مشخص نیست دقیقاً چیست بدهد ، چطور ممکن است فردی باور کند با موضوعی موهوم و بی پشتوانه به نام فراردرمانی یا سایمنتولوژی (؟) بتواند با استفاده از یک موضوع بی اساس به نام شعور کیهانی و تشعشع و کامنت گذاشتن +1 در پیج های فریب عمومی، بیماری خود را درمان کند؟

 متاسفانه بازار فریب عمومی ، به دلیل دوری عموم از محتوای دانش، و ناآگاهی از علم و روش علمی، همچنان در میان توده های مردم داغ است و مشتریان با اشتیاق بسیار به این صنعت پرسود ، منفعت می رسانند.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 مهر1392ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط عرفان کسرایی |

مطالب قدیمی‌تر