Wissenschaftsphilosophie

عرفان کسرایی - ژورنالیست علمی

In diesem Haus lehrte MAX PLANCK, der Entdecker des elementaren Wirkungsquantums, von1889 bis 1928

Max Planck, discoverer of the elementary quantum of action h, taught in this building from 1889 to 1928

در این ساختمان، ماکس پلانک، کاشف ثابت بنیادی پلانک در کوانتوم، از سالهای 1889 تا 1928 تدریس می کرده است

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 مرداد1393ساعت 3:4 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

 

 

HNA : 17.03.2014

Alles ist im Fluss. Nichts bleibt, wie es ist. Die Vergangenheit kann man nicht zurückholen: Erfan Kasraie, Philosophie- und Maschinenbaustudent an der Uni Kassel, versucht, den physikalischen Begriff der Entropie mit seiner Bedeutung für den Menschen zu erklären. Er lässt eine Münze zu Boden fallen. So vergehe ein Menschenleben, sagt er und lächelt ins Publikum. Er pustet sodann einen Ballon auf, sticht hinein. Alles ist vergänglich. Die geschätzten 100 Zuschauer im Saal des Instituts für Musik lachen.

 

Kasraie gehört tz den sechs Studenten und wissenschaftlern, die beim ersten Hessen Entscheid des Internationalen FameLab wetbewerbs an der Uni Kassel antraten

 

 

 

ویدئوی اجرای برنامه ام با زیرنویس فارسی در دانشگاه کاسل آلمان با عنوان "آنتروپی و زندگی انسان"

 

گزارش روزنامه آلمانی HNA از اجرای من در برنامه گفتگوی علمی FameLab 2014  

+ نوشته شده در  جمعه 5 اردیبهشت1393ساعت 1:19 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

 

گفتگو از : عرفان کسرایی 
erfan_kasraie@gmx.de

 

مؤسّسه تبادلات آکادمیک آلمان (د.آ.آ.د) (به آلمانی Deutscher Akademischer Austauschdienst یا DAAD)یک مرکز بین‌المللی است که برنامهٔ اصلی آن برقراری ارتباط میان دانشجویان، استادان و پژوهشگران سایر کشورها با آلمان و پذیرش و آموزش آن‌ها در این کشور است.

DAAD یک سازمان غیر انتفاعی است و از وزارت خانه‌های دولتی مستقل است ولی به وسیله این وزارتحانه‌ها تامین مالی می‌شود. وظیفه اصلی DAAD ارائهٔ اطلاعات یعنی معرفی مراکز علمی، دانشگاه‌ها، استادان، روش‌های برقراری ارتباط با نهادهای علمی آلمان و به طور کلی ارائه مشاوره به دانشجویان، استادان و پژوهشگران خارجی است. خانم تینا شربتی امسال از دانشگاه کاسل آلمان ، برنده جایزه این موسسه شدند. به همین جهت گفتگویی با ایشان انجام دادیم که توجه شما را به آن جلب می نماییم.

افتخار داریم که در خدمت خانم مهندس تینا شربتی طهرانی عزیز، برگزیده موسسه تبادلات آکادمیک آلمان در سال 2014 باشیم. خانم شربتی طهرانی، خوشحال خواهیم شد که  معرفی اولیه را از زبان خودتان بشنویم .

تحصیلات کارشناسی من در رشته مهندسی برق الکترونیک دانشگاه آزاد تهران مرکز بوده اگر چه که در آن زمان امکان تحصیل در دانشگاه بین المللی قزوین رو هم داشتم اما به هر ترتیب تحصیلات دانشگاهیم رو در تهران شروع کردم. من این فرصت  رو پیدا کردم که در دوران تحصیل دبیرستان با انجمن فیزیکدانان جوان، انجمن ریاضیدانان جوان و ... آشنا بشم و دیدگاه تازه ای نسبت به علم و فعالیت علمی پیدا کنم. از همون سالها انگیزهء ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر رو در خودم حس  میکردم اما اینکه سر از آلمان در بیارم چندان فکرش رو نمیکردم. داستان از آنجا شروع شد که به تدریج زبان آلمانی رو یاد گرفتم و فکر میکردم فراگیری زبان کشوری صنعتی مانند آلمان میتونه علاوه بر زبان انگلیسی برای یک مهندس برق ، یک مزیت محسوب بشه. بعد از فارغ التحصیلی مثل هر دانشجویی دنبال کار گشتم ولی هیچکدوم از موقعیت های شغلی، در نظرم آنطور نبود که تمام زندگی و آینده شغلی ام رو روی آن بنا کنم. به همین جهت تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و راهی آلمان شدم. در آلمان در رشته مهندسی برق با گرایش مخابرات ادامه تحصیل دادم. در حال حاضر بنا دارم بعد از 2 یا 3 سال کار و کسب تجربه در صنعت، تحصیلاتم رو در مقطع دکترا ادامه بدم. فکر میکنم که آموخته های تئوریک و نظری دانشگاهی در کنار تجربیات و دیدگاه صنعتی میتونه تکمیل بشه. چون نیازهایی در صنعت هست که دانشگاه کمتر به اون توجه میکنه و بالعکس مطالبی در دانشگاهها میتونه راهگشا باشه که به نتیجه ای در صنعت منجر بشه. 

مدتی پیش از طریق وبسایت موسسه تبادلات آکادمیک آلمان مطلع شدم که شما برگزیده جایزه این مرکز در سال 2014 شدید. خودتون احراز این عنوان رو چطور ارزیابی می کنید؟

من موسسه DAAD  رو از زمانی که در تهران ، زبان آلمانی یاد میگرفتم می شناختم . دفتر موسسه تبادلات آکادمیک آلمان پاسخگوی پرسش های دانشجویان برای ادامه تحصیل و پذیرش در دانشگاه های آلمان و بورسیه ها بود. از دریافت این جایزه بسیار خوشحال شدم. راستش من حتی نمی دونستم که برای دریافت جایزهء DAAD  آلمان کاندید شدم. از اونجایی که در ایران در انجمن مهندسی برق دانشگاه فعالیت می کردم با فعالیت های علمی دانشجویی آشنایی خوبی داشتم به همین جهت در دانشگاه کاسل آلمان در دفتر روابط بین الملل مشغول به فعالیت شدم. همین زمینه فعالیت در انجمن مهندسی برق، به انضمام آشنایی با چند زبان به اضافه پایه تئوریک قوی درسی که وجه مشخصه ما ایرانی هاست، یا فعالیت در برنامهء Dokumenta ، باعث شد که از طریق دفتر امور بین الملل دانشگاه ، به DAAD  راه پیدا کنم. 


این بخش از پرسش ام رو صرفاً برای اطلاعات خودم میپرسم خانوم مهندس شربتی طهرانی. مایلم نظراتون رو به عنوان یک دانشجوی موفق، که از طرف یکی از معتبرترین موسسات آکادمیک آلمان برگزیده شده راجع به راهکارهای توسعه علم و فناوری بپرسم. به عبارت دیگه، از نظر شما چطور میشه به توسعه پایدار علمی دست یافت. اینکه روی کلمه پایدار تاکید میکنم تعمدی است. چون در همین آلمان، عموماً در کنار مفهوم توسعه، روی مفهوم پایداری Nachhaltigkeit تاکید زیادی هست و توسعه مقطعی یا تصادفی عملاً دستاوردی در بر نخواهد داشت.


راستش زمانی که وارد آلمان شدم نخستین بار بود که از کشور خارج می شدم بنابراین دیدگاهی پیدا کردم که بتونم مقایسه ای کنم بین شرایط و امکانات کشور خودم و یک کشور فوق العاده صنعتی مثل آلمان. اولین چیزی که برام جلب  توجه کرد این بود که اینجا اصولاً تفاوتی با ایران نداره، تنها تفاوت اش در اینه که مردم اینجا قدر داشته های خودشون رو میدونن. ما در دانشگاههای ایران دانش تئوریک نسبتاً خوبی داریم. اما نمی دونیم  این دانش  تئوریک، کجا و چطور باید مورد استفاده قرار بگیره. وقتی اینجا در دانشگاه به عنوان توتور حل تمرین مشغول شدم یکی از دانشجویان پرسید، سری فوریه که تا به این حد در مسائل مهندسی برق مورد استفاده قرار میگیره اساساً به چه درد میخوره و چه فایده ای  داره؟ راستش من هیچ جواب عملی نداشتم . چون در نوع آموزش دانشگاهی ما لازم نمی دونستیم که یاد بگیریم این  دانش تئوریک کجا کاربرد عملی داره. در واقع دانش تئوریک ما هدفمند نبود. چیزیکه به ذهنم میرسه اینه که حوزه های مختلف دانش، به سمت تخصصی شدن پیش برن . از دید من داشتن تخصص فوق العاده در یک زمینه بخصوص علمی به مراتب بهتر از بهره مندی از دهها دانش نیمه کاره و با پایه های ضعیف هست.

تفاوت کار تیمی Teamwork  دانشگاهی در اینجا رو چطور می بینید. بعبارت دیگه چه تفاوتی میان کار گروهی در ایران و اینجا می بینید؟

در ایران تا جایی که من تجربه کردم معمولاً زمینه کار انفرادی هست. شاید پس زمینه فرهنگی پشت این تفاوت باشه. شاید هم دلیل اقتصادی. شاید نسل های قبلی به منظور صرفه جویی هر کاری رو بدون کمک گرفتن از دیگران سعی میکردند انجام بدن، از تعمیر خونه تا کمک درسی به بچه ها . این موضوع ظاهراً قابل توجیه هست چون به لحاظ مالی امکانی جز این وجود نداشت. در آلمان آنطور که مشاهدات و تجربیات شخصی ام نشون میده ذهنیت یک  فرد آلمانی اینه که اگر در یک کار گروهی مشارکت میکنه، این رو دلیلی بر این نمی بینه که به تنهایی توان اون کار رو نداره یا وارد یک رقابت ناسالم برای اثبات برتری خودش در گروه بشه.

پوپر یکی از بزرگترین فیلسوفان علم، جنبه اقتصادی رو یکی از موانع و سد راه توسعه علم می دونه، اگر چه که بسیاری از اکتشافات بزرگ نظری و تجربی به رغم فقر مادی به نتیجه رسیده  اند. اصطلاح great  Sciences  به معنای علوم کبیر و برجسته با عمق تئوریک و غنای محتوایی بالا که برای صورت بندی اونها و تولید این علوم علی الاصول نیاز به صرف هزینه بخصوصی نیست و روی کاغذ هم میشه با بکارگیری اندیشه اونها رو پیش برد. در مقابل ، رفاه مادی رو هم یک مانع در راه توسعه علم به شمار میاره.  Big Sciences اصطلاحی است که درباره علوم با هزینه های سرسام آور به کار میبره که در اون از ابزارهای بسیار پرهزینه و روشهای مکانیکی پرخرج بهره گرفته میشه. مثل شتاب دهنده های مرکز سرن، یا تلسکوپ های غول آسا. نظر شما درباره موانع اقتصادی توسعه علم چیه؟ آیا فقر و یا نداشتن وضع اقتصادی مطلوب می تونه سد راه بروز استعدادهای افراد بشه؟


یکی از مسائل جالبی که من اینجا دیدم راهکارهایی است که در نظر گرفته شده تا هیچ دانش آموزی ، از دوره آموزش ابتدایی تا آموزش عالی، به دلیل فقر مالی یا تامین نبودن از خانواده مجبور به ترک تحصیل نشه. برنامه Bafög  که تمامی هزینه های تحصیل این افراد رو تامین میکنه تا زمان اتمام تحصیلات. زمانی که فرد فارغ التحصیل و بازار کار شد ، ملزم هست اونچه که براش هزینه شده رو به موسسه برگردونه. بنابراین هیچ دانش آموزی به دلیل وضعیت بد مالی از تحصیل محروم نمیشه. ضمن اینکه وقتی وارد بازار کار شد، با پرداخت هزینه سالهای تحصیل اش، کمک میکنه که افراد دیگری با شرایط مشابه هم امکان تحصیل داشته باشن. 

در دوره های عالی تر هم موسسات و انجمن های ترویج علم در آلمان سالانه جوایز و مشوق های مالی ارزشمندی به پژوهشگران در رشته های مختلف اعطا میکنن. این مشوق ها این قدردانی ها انگیزهء پژوهشگران واقعی رو چندبرابر میکنه. البته پژوهشگران با صلاحیت ، دانش پژوهان واقعی ، نه اینکه عده ای بصورت ساختگی و جعلی به عنوان پژوهشگر معرفی بشن. به هر صورت علم، کسب و کار پژوهشگره. نمیشه انتظار داشت که پژوهشگر صرفاً به دلیل ارضای حس کنجکاوی شخصی بصورت رایگان بدون اینکه تامین مالی بشه، کار علمی کنه. 

دقیقاً این ماجرا رو من درباره جایزه موسسه تبادلات آکادمیک آلمان در خودم حس کردم. سوای اهمیت مادی، انگیزه ای است که فرد پیدا میکنه برای ادامه پژوهش. اینکه طی چند روز گذشته دانشجویانی رو می دیدم که از من راجع به کارم می پرسیدن. اینکه افراد این انگیزه و این Motivation   رو پیدا میکنن واقعاً جالب توجهه. 

تمام بحثی که کردیم غالباً مرتبط با رشته های فنی و دانشکده های فنی و مهندسی بود. بخشهایی از علوم هستن که نتایج و دستاوردهای عاجل تکنولوژیک دارن. بعبارت دیگه از دل این دانش ها، نتایج ملموس و اصطلاحاً نمود عینی یک ابزار یا روش  صنعتی در میاد که می تونه زندگی بهتر یا راحت تری برای بشر به دنبال داشته باشه. اما تعدادی از پژوهش ها در شاخه های مختلف علوم هستند که دستاوردهای عاجل در فناوری ندارن و بعبارتی فی  الفور، به نتایجی منجر نمیشن که بشه دید یا استفاده کرد. این نوع دانش ها غالباً روی کاغذ هستند ولی منجر به باز شدن افق دید ما یا غنای اندیشه انسانی میشن در جهت فهم بهتر جهان. مثلاً در فیزیک نظری ممکنه بحث  هایی در جریان باشه که تعداد زیادی از افراد جامعه دانشگاهی رو به خودش مشغول کنه اما ابزار یا صنعتی از دل این پژوهش ها در نیاد. نظر شما راجع به سرمایه گذاری روی علوم مختلف، از علوم پایه گرفته تا شاخه های علوم انسانی و میان رشته ای ها چیه؟

پرسش ساده ای نیست و من بیشتر می تونم راجع به رشته تخصصی خودم اظهار عقیده کنم. فکر میکنم باید در هر زمان سنجید که یک کشور در چه مرحله ای قرار داره. اونوقت بصورت دقیق و هوشمندانه ، در توسعه علوم سرمایه گذاری و بودجه ها رو توزیع کرد. در حقیقت به عقیده من چیزی که اهمیت داره اولویت بندی برای سرمایه گذاری روی توسعه علوم هست. این موضوع ارتباط تنگاتنگی با مقوله فرهنگ داره. در هر کشوری باید دید زمینه فرهنگی توسعه و به عبارتی زمینه برای تولید علم و تکنولوژی چطور هست. چون در حال حاضر ممکنه شاهد باشیم هر کودک و خردسالی کار با گوشی هوشمند (بعنوان یک دستاورد تکنولوژیکی پیشرفته) رو بلد باشه و این نشون دهنده توسعه نیست. توسعه علمی زمانی معنا داره که زمینه فرهنگی اون فراهم باشه.

+ نوشته شده در  جمعه 23 خرداد1393ساعت 7:41 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

عرفان کسرایی

مجله دانستنیها - شماره 107

 

سوء استفاده از مفاهیم فیزیک کوانتومی


بسیاری از تعاریف و واژگان حیطه علوم در معرض کژفهمی و سوء برداشت قرار دارند و حتی مفاهیم پایه ای ریاضیات ، نجوم ، زیست شناسی و ... ممکن است جابجا فهمیده شوند. مثلاً ممکن است فردی تصور کند مفهوم تکامل داروینی را خوب
 فهمیده اما اگر در محتوای ذهن او دقیق شویم درمی یابیم که فرد مورد نظر نمی تواند میان رویکرد داروینی و لامارکی تفاوتی قائل شود و در حقیقت این دو را با هم جابجا گرفته است. رد پای این فهم نادرست را غیر از علم، در فلسفه نیز میتوان یافت. به عنوان مثال بسیاری تصور میکنند متافیزیک یعنی چیزی ورای فیزیک یا مجموعه رویدادها یا پدیده هایی که فیزیک از تفسیر آن عاجز است. حتی افراد تحصیل کرده دانشگاهی نیز اصطلاح متافیزیک را اشتباهاً به پدیده های عجیب اطلاق می کنند . در سالهای اخیر این سوء استعمال لغات و تعاریف، بیش از همه گریبان فیزیک کوانتومی را گرفته و بسیاری تلاش کرده اند مبانی اصلی فیزیک کوانتومی را با مفاهیمی چون عشق؛ عرفان و معنویات و تائویسم پیوند دهند. بسیاری از افراد که این بخش از فیزیک را یا به کلی متوجه نشده اند یا بصورت درهم و مغشوش از سایرین یا ازطریق مجلات و وبسایت های زرد راجع به آن مطالب پراکنده ای شنیده یا خوانده اند ، تصور میکنند که فیزیک کوانتومی به دلیل توصیف پدیده های عجیب جهان، راز آلود و بنابر این معنوی است.
غالباً از سوی این افراد ، اصرار عجیبی روی این موضوع وجود دارد که هرچه فیزیک جدید، از کوانتوم گرفته تا نسبیت به آن رسیده، پیشنیان می دانسته اند.
تلفیق عرفان و معنویات با مفاهیم علمی، یکی از پرطرفدارترین بازارهای شبه علم است و در این بین ، فیزیک کوانتومی به دلیل ثقیل و پیچیده بودن مفاهیم، دستاویز خوبی برای فضل فروشی و اظهار نظرهای به ظاهر عمیق (ولی در باطن توخالی) است.
در ایران نیز کتاب های پرفروش بسیاری در این خصوص نوشته شده و اقبال عمومی به همایش ها و سخنرانی هایی که اصطلاحات پرطمطراق و پرطنینی مثل فیزیک کوانتومی، جهان های موازی ، متافیزیک ، لوح جهان یازده بعدی، یا عناوین مغلوط شبه علمی مانند"اندیشه کوانتومی مولانا" و ... لابلای آن گنجانده شده بسیار بالاست.
حتی دست اندرکاران برنامه های فریب عمومی، رمالان حرفه ای ، فالگیرهای اینترنتی یا کسانی که مدعی اند با وصل شدن به یک مفهوم انتزاعی مثل حلقه های شعور کیهانی می توان بیماری ها را درمان کرد نیز از فیزیک کوانتوم صحبت میکنند تا آموزه های خود را ژرف و به عبارت دیگر علمی جلوه دهند. البته که دنیای عرفان زیباست. رباعیات خیام ، شوریدگی مولانا و رندی حافظ ، دنیایی جذاب و دوست داشتنیست اما این موضوع کمترین ارتباطی به سرفصل های علوم و فیزیک پیدا نمیکند. این سنخ تلفیق ها به صورت بنیادین غلط هستند هرچند که جذاب و زیبا به نظر برسند. درک اشتباهی که از آزمایش دو شکاف Double-slit experiment یانگ در فیزیک، در خصوص شناخت سرشت موجی یا ذره ای نور وجود دارد به این باور دامن زده که عده ای تصور کنند که ذرات نیز شعور و آگاهی دارند و بنابراین می توانند هومیوپاتی و یا باورهای عرفانی را با آن تطبیق بدهند.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

عرفان کسرایی

مجله دانستنیها - شماره 106

 

راه رفتن روی ذغال  گداخته، پدیده ای علمی یا قدرت های ناشناخته فراطبیعی


بسیاری از مردم ، راه رفتن مرتاضان با پاهای برهنه روی ذغال گداخته، بدون آن که دچار سوختگی‌ شوند را دلیلی بر وجود نیروهای غریب و ناشناخته می دانند. عموماً تصور می کنند مرتاضان با پشت سر گذاشتن ریاضت های جسمانی و کسب قدرت های عجیب معنوی، قادر به انجام اعمالی خارق العاده نظیر راه رفتن روی ذغال داغ می شوند. خلاصه ماجرا این است که راه رفتن با پاهای برهنه روی ذغال گداخته نه تنها مستلزم بهره مندی از نیروهای ناشناخته معنوی نیست بلکه به سادگی با تشریح یک پدیده فیزیکی کاملاً شناخته شده قابل توجیه است. در این رابطه همه چیز به ظرفیت گرمایی‌ کف پاهای انسان باز میگردد. می دانیم  بافت بدن انسان به طورعمده از آب تشکیل شده است، از این رو ظرفیت گرمایی‌ ویژهء‌ نسبتاً زیادی‌ دارد. بنابراین، برای‌ تغییر قابل ملاحظه دمای‌ پا، الزاماً باید مقدار زیادی‌ انرژی‌ از ذغال به کف پا منتقل شود.


این پدیده در فیزیک به اثر لایدن فراست Leidenfrost effect  مشهور است. اثر لیدن فراست به پدیده ای گفته میشود که به قطره های آب اجازه می دهد روی یک جسم داغ مانند یک ماهیتابه ی داغ به مدت نسبتاً طولانی بلغزند بدون آنکه تبخیر شوند.علت این پدیده آن است که ناحیه ای از قطره که در تماس با سطح داغ قرار دارد تبخیر شده و لایه ای از گاز (بخار) به وجود می آیداین لایه مانع از انتقال گرما به بقیه قطره میشود و به قطره امکان می دهد تا برای مدت بیشتری روی سطح داغ باقی بماند زمانی رسانه های خبری ازجادوگری گزارش می دادند که روی ذغال داغ قرمز با فریاد خوشحالی و به طرز اسرارآمیز و نامعقول گام بر می دارد. و ادعا بر این است که (حواسی فراتر از ماده) او را از سوختگی شدید در امان می دارد. در واقع ، فیزیک پاهای او را در هنگام گامهای پیروزمندانه محافظت می کند. به ویژه این واقعیت اهمیت دارد که اگر چه سطح ذغال ها کاملاً داغ است ولی در نهایت شگفتی، انرژی کمی دارند. اگر جادوگر یا مرتاض با گامهای متوسط آن را طی کند گامها چنان سریع است که انرژی کمی از ذغال ها به پاها انتقال می یابد. البته راه رفتن آرامتر پذیرش سوختگی است چون تماس طولانی به گرما اجازه می دهد تا از درون ذغال ها به پا رسانده شود.

اگر پاها پیش از قدم زدن خیس باشند، مایع می تواند به محافظت آنها کمک کند . برای خیس کردن پاها جادوگر می تواند درست پیش از رسیدن به ذغال های گرم ، روی چمن مرطوب راه برود.  به جای آن به دلیل حرارت ذغال ها یا هیجان اجرا، پاها را می توان فقط کمی خیس کرد. لحظه ای که مرتاض روی ذغال هاست، مقداری از حرارت مایع روی پاها را بخارمی کند و حرارت کمتری برای انتقال به گوشت باقی می ماند. افزون بر آن ممکن است نقاط تماسی وجود داشته باشد  که مایع لایهء جوش تشکیل دهد که به واسطهء آن محافظت مختصری از ذغالها فراهم می آید.


جرل واکر فیزیکدان مشهور دانشگاه کلیولند و یکی از نویسندگان کتاب مشهور فیزیک هالیدی، دراین خصوص می گوید:


"من در پنج موقعیت روی ذغالهای داغ راه رفته ام. در چهار بار به خاطر ترس زیاد پاهای خود را به اندازه کافی خیس کرده بودم ولی در بار پنجم طوری از ایمنی کار اطمینان یافته بودم که پاهایم خشک بودند. زخمهایی که برداشتم خیلی زیاد و به شدت دردناک بودند و تا چند هفته بهبود نیافتند.
شکست من ممکن است ناشی از نبود لایهء جوش روی پاها بوده باشد. اما من یک عامل ایمنی دیگر را نیز فراموش کرده بودم. در روزهای دیگر از نظر احتیاط، کتاب مبانی فیزیک را موقع قدم زدن بعنوان پشتگرمی عقاید خود در فیزیک، محکم به سینه گرفته بودم. افسوس در روزی که به شدت سوختم کتاب را فراموش کرده بودم! مدتهاست عقیده دارم که برنامه های اعطای مدرک باید شامل "آتش پیمایی" بعنوان آزمون آخر باشد! رئیس جلسه باید خیلی دورتر از بستری از ذغالهای داغ سرخ بایستد. متقاضی مدرک باید روی ذغالها راه برود. و اگر داوطلب به فیزیک تا حدی معتقد باشد که مطمئن شود پاهایش صدمه ای نمی بیند رئیس جلسه به داوطلب مدرک فارغ التحصیلی بدهد!"

 

ویدئوی آزمایش پدیده لایدن فراست، در این ویدئو دکتر واکر دست خود را وارد ظرف سرب داغ می کند بی آنکه کمترین آسیبی ببیند.  ریسک و خطرات انجام چنین آزمایش های فیزیکی بالاست بنابراین لطفاً از انجام چنین آزمایش هایی در خانه پرهیز کنید.

https://www.youtube.com/watch?v=k-ZSXkyFyOE

 

 ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

عرفان کسرایی

مجله دانستنیها - شماره 105



شبه علم به بیان ساده به مجموعه آزمایش‌ها، نظریه‌ها، و یا باورهایی گفته می‌شود که ممکن است از دور شبیه به موضوعات علمی دیده شوند. اما با کمی دقت می توان دریافت که منبع ادعاهای شبه علمی صرفاً نقل قول های سینه به سینه یا تجربیات شخصی افراد است نه روش علمی مبتنی بر آزمون های مستقل و تکرارپذیر تجربی. موضوعات شبه علم هر چیزی می تواند باشد. از اخبار مربوط به بشقاب پرنده‌ها گرفته تا طالع بینی و انرژی‌درمانی. شبه علم گاهی پا در گلیم پزشکی و درمان دراز می کند و اینجاست که زنگ خطر به صدا در می آید این زیاده خواهی می تواند به قیمت تهدید سلامت و جان افراد جامعه تمام شود. روش های پزشکی شیادانه از انرژی درمانی گرفته تا درمان های معنوی، از درمان با حلقه های شعور کیهانی گرفته تا هومیوپاتی و تجویز لیموترش به جای شیمی درمانی در درمان سرطان، اصطلاحاً "پزشکی جایگزین" یا نامتعارف نامیده می شوند. آنچه که خطرات شبه علم در طب و پیشنهادات درمانی شبه علمی را پررنگ می کند ، به دام انداختن بیماران ناامید در شرایط سخت بیماری است. برای نمونه ممکن است بیمارانی که از روش های درمانی پزشکی خسته و مستاصل شده اند به هر ترتیب بخواهند شانس خود را در بهره گیری از این روش ها نیز بیازمایند. اینجاست که فرد دوره های درمانی و داروهای معمول را متوقف کرده و ناخواسته سلامت و جان خود را درمعرض تهدید قرار می دهد. بعنوان مثال پیشنهاد شبه علمی زیر را در نظر بگیرید که عیناً و بی کم و کاست در یکی از تبلیغات شبه علم نشریات زرد نوشته شده است:
لیمو ترش محصولی معجزه گر در نابودی سلول‌های سرطانی است ، و ۱۰۰۰۰ بار قویتر از شیمی درمانی عمل می کند.
در حقیقت ممکن است یک یا چند نفر ضمن مصرف لیموترش بر سرطان غلبه کرده باشند اما شبه علم به شما نمی گوید که این بهبودی ممکن است کمترین ارتباطی به مصرف لیموترش نداشته باشد. فیزیولوژی بدن انسان بسیار پیچیده است و نتیجه گیری دربارهء اینکه چه چیزی در بدن باعث چه چیزی میشود به سادگی تعیین علت روشن نشدن موتور خودرو نیست. بیماری ها در بسیاری موارد بدون دریافت هیچ کمکی ناپدید می شوند. به علاوه علائم بیماری، حتی انواع جدی و حاد ، می توانند روز به روز به شدت تغییر کنند و دوره هایی دچار افت و بهبودی شوند. برخی بیماری های مزمن مانند آرتریت روماتویید یا MS می تواند دستخوش تخفیف خودبخودی شوند و نشانه ها و علائم بیماری MS می تواند برای سالها ناپدید شود. حتی روند سرطان نیز متغیر است. یک بیمار سرطانی شاید تا چند ماه بیشتر دوام نیاورد و بیمار دیگری با همان نوع سرطان ممکن است سالها زنده بماند یا بهبودی پیدا کند. به دلیل همین تغییرپذیری است که پیش بینی پزشکان برای زنده ماندن یا دوام نیاوردن یک بیمار بخصوص در بسیاری موارد اشتباه از آب در می آید. وقتی بیمار بر خلاف پیش بینی پزشک زنده می ماند مردم گاهی برای هر نوع درمان نامتعارف و شبه علمی که وی طی آن مدت دریافت کرده است اعتبار قائل می شوند. ضمن اینکه یکی از پیچیده ترین پاسخ های فیزیولوژیک بدن انسان با نام اثر پلاسبو Placebo را نیز نباید نادیده گرفت. طبق آمار در بسیاری از بیماری ها بیش از یک سوم بیماران حتی وقتی به آنها درمانی بی اثر یا ساختگی داده می شود احساس بهبودی می کنند.
 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

 

عرفان کسرایی

مجله دانستنیها - شماره 104

یکی از مناقشه برانگیز ترین تعاریف در حیطهء مسائل مربوط به علم، مفهوم سواد علمی است . اما به راستی "سواد" چیست؟ توان خواندن و نوشتن و محاسبات ساده ریاضی، بهره مندی از دانش عمومی و اطلاعات سطحی ،یا در اختیار داشتن دانش تخصصی و عمیق؟ نتایج یک پژوهش در دانشگاه هاروارد نشان می دهد که کمتر از ده درصد کارشناسان ارشد می توانند توضيح دهند چرا هوا در تابستان، از زمستان گرمتر است. یا در پژوهش ديگری که در دانشگاه جرج ماسون انجام شده، بيش از پنجاه درصد دانشجويان کارشناس ارشد نتوانستند فرق بين اتم و مولکول را به درستی تعيين کنند. در نمونه ای دیگر Robert M. Hazen از بيست و چهار فيزيکدان و زمين شناس دارای مدرک دکترا خواست تا تفاوت بين DNA و RNA را توضیح دهند. تنها 3 نفر از پس این پرسش برآمدند.
اما در مجموع خطر افراد کم سواد ، در توسعه و ترویج شبه علم به مراتب بیشتر از خطر افراد بی سواد مطلق است. افراد در رده کم سواد به نوعی خوشه چینان علم هستند. اما عموما" سهمی در تولید علم ندارند ولی ممکن است علی الاصول به مقوله "علم" ، پیگیری اخبار علمی و ... علاقه مند باشند. اما مشکل اینجاست که اغلب، سرنای علم را از سر گشاد آن میزنند. آنها راجع به کرمچاله ها، جهان های موازی، سفر در زمان، بوزون هیگز، شبیه سازی و مساله سلولهای بنیادی، بیگ بنگ و ... چیزهایی شنیده اند و بصورت پراکنده اینجا و آنجا راجع به آنها مطلب خوانده اند. سپس این تصور برایشان پیش آمده که همهء اینها را "می دانند" . 
این تصور کاذب ، خطر بزرگی برای ترویج شبه علم است. چون فرد بصورت نیم بند و آماتوری ، حاصل درک خودش از یک موضوع را به دیگران منتقل می کند. نه آن چیزی که واقعا" باید باشد.
مثلاً بسیاری از افراد که حتی کمترین آشنایی با الفبای نظریه کوانتومی در فیزیک جدید ندارند تا جایی که دلشان بخواهند از این نمد برای خود کلاه درست می کنند.
تصور کنید فردی علاقمند به علم، جایی خوانده که وضع گربهء شرودینگر تا زمانی که در جعبه باز نشود بلاتکلیف است و تا زمان مشاهده معلوم نیست واقعیت چه خواهد شد. ممکن است این فرد تصور کند به همین منوال، ماه در آسمان نیز تا زمانی که مشاهده نشود وجود ندارد. سپس حاصل درک خودش را برای سایرین تعریف کند. مثلا" بگوید: می دانستید که فیزیک کوانتوم میگوید تا زمانی که به ماه نگاه نکنی ماه در آسمان نیست و به محض نگاه کردن به وجود می آید؟ این درک اشتباه چه از روی ناآگاهی باشد چه برای فضل فروشی، زمینه ترویج شبه علم در جامعه را فراهم می نماید. 

http://www.actionbioscience.org/education/hazen.html
Why Should You Be Scientifically Literate? By Robert M. Hazen
 
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 اردیبهشت1393ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 



+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اردیبهشت1393ساعت 1:43 قبل از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

مراجعه به دعانویس ها و شفادهندگان حرفه ای ، یکی از راه های سنتی در بین توده های ناآگاه است. از باز شدن بخت گرفته تا درمان صرع، از افزایش محبت همسر گرفته تا درمان نازایی و ... ، بازار پرسود و رونق چهارفصل مارکتینگ فریب عمومی است. 
 
مردمان بسیاری برای حل مشکلات شخصی وخانوادگی، برای درمان دردها و بیماری ها به رمال ها و فالگیرها، دعانویس ها و جن گیرها و شفادهندگان محلی مراجعه میکنند و به رغم اینکه نتیجه ای در بهبود اوضاع حاصل نمی شود همچنان به درمان های فراطبیعی و معتقد باقی می مانند. در مقابل، شیادان خبره و حرفه ای نیز با صحنه سازی های استادانه ، مخاطبان و حاضران را هر چه بیشتر تحت تاثیر قرار داده و در ازای ارائه خدمات پوچ و بی حاصل، کسب درآمد میکنند. آنها با بهره گیری از جهل و ناآگاهی عموم مردم از دانش و روش علمی، سناریوهای پیچیده و گاه خلاقانه ای طراحی میکنند و گاه با حقه و نیرنگ زیرکانه، به ظاهر کارهای خارق العاده ای انجام می دهند. بطوری که هر کسی ممکن است رد پای یک سری قوای غیبی و فراطبیعی را مشاهده کند. در حالیکه همه چیز ، تنها یک صحنه سازی حساب شده، با بهره گیری از یکسری روش های شعبده و تردستی و تاثیر روانی است. 
 
در اصطلاح به کسانی که مچ این شیادان را میگیرند یا حقه های آنان را بر ملا میکنند Debunker (دست رو کن) گفته می شود . اما مچ گیری از مجریان برنامه فریب عمومی همواره کار ساده ای نیست و گاه مستلزم طراحی آزمون های کنترلی پیچیده است. حتی ممکن است دانشمندان خبره هم نتوانند به راحتی دست یک رمال، تردست یا فالگیر و غیبگو و شفادهنده را رو کنند و نوع حقه اش را بر ملا سازند. چه رسد به مردم عادی و زودباور، که به دلیل دوری از نگرش علمی، به راحتی فریب می خورند. 
 
ممکن است دانشمندان هم گاهی در اینکه چه نتایجی را میتوان بر حسب دریافت حسی عادی Ordinary Sensory Perception دسته بندی کرد یا در ردهء دریافت حسی پارانرمال Extrasensory perception، نقاط ضعف بزرگی داشته باشند و حتی نتوانند آزمون های کنترلی درستی در این خصوص طراحی کنند. 
 
یکی از بهترین نمونه های تاریخی این ادعا پروژهء آلفا Project Alpha است. استیو شا Steve Shaw و مایکل ادواردز Michael Edwards با راهنمایی جیمز رندی به یکی از سرمایه دار ترین و مجهز ترین آزمایشگاه های فیزیک دنیا یعنی آزمایشگاه پژوهش های وراحسی مک دانل McDonnell-Labor در دانشگاه واشنگتن در سنت لویی میسوری رفتند.. شا و ادواردز هیات پژوهشی آزمایشگاه مک دانل را متقاعد کردند که از نیروی غیبی برخوردارند. آنها بمدت 3 سال در آزمایشگاه تحت آزمون قرار گرفتند. فلزات را بصورت فراطبیعی خم کردند، ذهن خوانی کردند، محتویات نامه سربسته را برملا کردند فیوزهای کار گذاشته شده در جعبه های حفاظتی را سوزاندند و ... اما هیچیک از هیات پژوهشی متوجه نوع نیرنگ و حقه این دوشعبده باز نشدند و چون آزمون های کنترلی ضعیفی طراحی شده بود نتوانستند مچ این دو نفر را بگیرند حتی وقتی که ویدئوی کارهای خارق العاده شا و ادواردز را بررسی کردند باز هم هیچ نتیجه ای نداد.
 
آزمون کنترلی الزاماً پروسه پیچیده ای نیست. برای نمونه در لینک زیر جیمز رندی با طراحی یک آزمون کنترلی ساده ، مچ جیمز هایدریک را که ادعا میکند با نیروی ذهن اش کتاب ورق میزند یا قاشق روی میز را میچرخاند می گیرد.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 3 فروردین1393ساعت 9:47 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

عرفان کسرایی ، دانشگاه کاسل آلمان

منبع: وبسایت مطالعات علم و فناوری



مقدمه
آلمان امروز، نمونه بسیار مناسبی در راستای اثبات این ادعاست که توسعه یک کشور،اساساً از دل  سهم آن کشور در تولید علم بر می آید. به لحاظ تاریخی بسیاری از جهش های بزرگ در علم و فناوری، به ویژه در اعصار اخیر به نوعی به آلمانی ها مرتبط می شود. 
درخت تحولات بزرگ فیزیک جدید که پایه های اندیشه بشر و دیدگاه او نسبت به جهان هستی  را بصورت بنیادینی  تغییر داد در سرزمین ژرمن ها جوانه زده و از اتو هان گرفته تا هایزنبرگ ، از ماکس پلانک گرفته تا آلبرت اینشتین و ماکس بورن و بسیاری از پایه گذاران مکانیک کوانتومی و نسبیت آلمانی بوده اند.
کپلر،لایب نیتس، کانتور، فرگه، مینکوفسکی، گاوس، هیلبرت، ریمان، وایرشتراس، موبیوس، رابرت کُخ، ککوله، دیریکله رونتگن، کلازیوس، کیرشهف، لایدن فراست، هاینریش هرتز و هلمهولتز و بسیاری دیگر، جایگاه بلندی در تاریخ علم دارند و نمی توان اختراعات و ابداعات بزرگ دانشمندان ، صنعتگران و مهندسان آلمانی را انکار کرد. اختراعات و ابداعات حیرت برانگیزی که در بسیاری موارد ، جهش های بزرگ در زندگی بشر به وجود آورده اند. آلمانی ها به ترتیب ۳۷، ۳۸ و ۳۱ و ۱ جایزه نوبل در فیزیک و شیمی و پزشکی و اقتصاد داشته اند که از این میان  44 برنده جایزه نوبل تنها سهم دانشگاه گوتینگن بوده است.   

اختراع دوچرخه در سال ۱۸۱۷ توسط Karl von Drais
لامپ الکتریکی در سال ۱۸۵۴ توسط Heinrich Göbel 
تلفن ۱۸۶۱ Philipp Reis 
دینام ۱۸۶۶ Werner Siemens
یخچال ۱۸۷۶ Carl von Linde 
موتور احتراق داخلی ۱۸۷۶ Nikolaus August Otto
موتور سیکلت ۱۸۸۵ Gottlieb Daimler
خودرو در سال ۱۸۸۶ توسط Carl Benz و Gottlieb Daimler
موتور دیزل در ۱۸۹۰ توسط Rudolf Diesel
هواپیمای گلایدر در سال ۱۸۹۴ توسط Otto Lilienthal
اشعه ایکس در ۱۸۹۵ توسط Wihlem Conrad Röntgen
آسپرین در سال ۱۸۹۷ توسط Felix Hoffmann
شمع خودرو سال ۱۹۰۲ توسط Robert Bosch
فلاسک در سال ۱۹۰۳ توسط Reinhold Burger
نوار کاست توسط Fritze Pfleumer
تلویزیون در سال ۱۹۳۰ توسط Manfred von Ardenne
هلی کوپتر در سال ۱۹۳۶ توسط Heinrich Focke
موتور جت در ۱۹۳۹ توسط Hans von Ohain
کامپیوتر با قابلیت برنامه ریزی ۱۹۴۱ توسط Konrad Zuse
بارکد خوان در ۱۹۶۳ توسط Rudolf Hell
کارت هوشمند Chip card در ۱۹۶۹ توسط Jürgen Dethloff, Helmut Gröttrup
پیل سوختی در ۱۹۹۴ توسط Christian Friedrich Schönbein
MP3 در ۱۹۹۵ توسط Karlheinz Brandenberg 
تنها بخشی از نقش ژرمن ها در توسعه علم و فناوری است. 
در نوشتار پیش رو به معرفی و شرح فعالیت موسسات پژوهشی دانشگاهها، دفاتر ارتباط با صنعت و انجمن های ترویج علم و همچنین نهادهای مرتبط با ارتباطات علم در کشور آلمان خواهیم پرداخت. 
موسسات پژوهشی و انجمن های ترویج علم در آلمان به قدری گسترده و پراکنده اند که بی تردید بسیاری از آنها در این نوشتار از قلم افتاده اند. هدف من در حقیقت لیست  کردن این موسسات نبوده ، بلکه بنا دارم صرفاً با ذکر نمونه هایی، نشان دهم به طور کلی موسسات پژوهشی در این کشور چگونه در راستای ترویج علم فعالیت  می کنند. 
آلمانی ها آنگونه که من دیده ام در یک قضاوت کلی، مردمانی سخت کوش و خستگی ناپذیرند. روحیه کار تیمی بالایی دارند و بسیار بیشتر و دقیق تر از ما کار می کنند. آلمانی ها از حواشی کار ، صرف نظر نمی کنند. جزئیاتی که ما در ایران جدی نمی گیریم را جدی می گیرند. بعبارت بهتر، آنچه از دیدگاه ما جزئیات و فرعیات قابل اغماض محسوب می شود از دیدگاه عمومی آلمانی ها بسیار بااهمیت و جدیست. در زمینه توسعه علم، اما غیر از سختکوشی و جدیت و روحیه نقادانه که لازمهء کار دانشمند و پژوهشگر است، عامل دیگری نیز نقش بازی می کند. پژوهش ، هزینه دارد. دانش، شغل دانشمند است و نمی توان از پژوهشگران انتظار داشت که هم دغدغه های مالی داشته باشند و هم بتوانند ذهن خود را به زمینه پژوهشی شان معطوف نمایند. 
پوپر موانع اصلی در راه پیشرفت علم را بر دو قسم می داند. موانع اقتصادی و موانع ایدئولوژیک. در خصوص موانع اقتصادی نظر پوپر این است که فقر احیاناً می تواند یک مانع در برابر توسعه علم به شمار آید، هر چند اکتشافات نظری و تجربی بزرگی علیرغم فقر مادی به انجام رسیده اند. پوپر معتقد است اما در مقابل، رفاه مادی نیز می تواند یک مانع باشد. پوپر از دو سنخ علم صحبت میکند. نخست علوم با هزینه های غول آسا که وی از آنها با عنوان Big Sciences  نام  می برد و دوم علوم کبیر و برجسته که آن را great sciences می خواند. مقصود از نوع اول ، یعنی علوم با هزینه های غول آسا علومی است که در آن به عوض بهره گیری از نیروی اندیشه و عرضهء نظریات بدیع برای کشف رازهای طبیعت ، از ابزار بسیار پرهزینه و روش های مکانیکی و پرخرج بهره گرفته می شود و علم نظری را به سطح علم  کاربردی و تکنولوژی تقلیل می دهد. نوع دوم یعنی علوم کبیر و برجسته یعنی great sciences ازدیدگاه پوپر نظریات وحدت بخش، ساده و زیبایی هستند که که در عین حال که از عمق تئوریک زیادی برخوردارند ، معرفت آدمی را در حوزهء مربوط به خود به نحو چشمگیری افزایش می دهند. از قبیل این نظریه ها می توان به نظریه نسبیت  اینشتین، نظریه میدان فارادی- ماکسول و نظریه فرگشت داروین اشاره نمود. (اسطوره چارچوب (در دفاع از علم و عقلانیت)، پوپر، ترجمه دکتر علی پایا ص۶۱) 
توسعه علم یک کشور مستلزم برنامه ریزی سیستماتیک در سطوح کلان است و نمی توان روی بخت و اقبال تکیه کرد. در آلمان بصورت کلی این امکان برای پژوهشگران وجود دارد که با بهره گیری از بورسیه ها و کمک هزینه های مالی موسسات پژوهشی یا دانشگاه ها، تامین مالی شوند و بتوانند تمرکز خود را نه روی کسب معاش، بلکه روی زمینه پژوهشی بگذارند. البته در این خصوص همچنان نقایصی هم هست. بعنوان مثال توزیع متقارنی به لحاظ تخصیص بودجه ها صوررت نگرفته یا اگر هم گرفته از دید بسیاری همچنان این توزیع رضایت بخش نیست. برای مثال بودجه پژوهشی دانشگاه ها و موسسات پژوهشی اغلب روی پژوه های مرتبط با تکنولوژی و صنعت یا بیولوژی و عصب شناسی و … متمرکز شده و ممکن است پژوهشکده های علوم انسانی از فرصت و موقعیت مساوی برخوردار نباشند. این موضوع که بودجه توسعه علمی کشور به چه شکل و با چه مکانیسمی به شاخه های مختلف علوم تخصیص یابد پرسش مهمی است. چه کسی صلاحیت این را دارد که تشخیص دهد تخصیص و صرف بودجه تحقیقات در دیرینه شناسی، فیزیولوژی، فیزیک ذرات مهم تر است یا در نانوتکنولوژی، کیهان شناسی، مهندسی کشاورزی یا مکانیک یا متالورژی و … ؟ 
به رغم همهء اینها ، آنچه مسلّم است این است که علم، کسب و کار دانشمند است. نهادها و انجمن ها و دانشگاه با صرف هزینه و کنار گذاشتن بودجه و همچنین موسسات تحقیقاتی  با اعطای جوایز ارزشمند به فعالان علم و فناوری، این انگیزه را در دانش پژوهان به صورت چشمگیری تقویت می نمایند. انتظار توسعه علم بدون صرف بودجه و بدون در نظر گرفتن انگیزه مالی پژوهشگران ، توقعی بی جا و غیر عملی است. دنیای علم، دنیای تجارت و مارکتینگ نیست و ماهیت و محتوای علم و روش علمی با دنیای تجارت متفاوت است. اما نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت که علم، شغل دانشمند است و کمتر پژوهشگری حاضر می شود صرفاً برای ارضای روحیه  جستجوگرانه خود و بصورت رایگان خود را وقف پژوهش و فعالیت علمی کند. 
در ایران علم به نوعی مارکتینگ حاشیه ای یا بعبارتی یک سنخ چهارشنبه بازار هم به دنبال خود دارد. فروش پایان نامه، مقاله ، انجام پروژه های دانشجویی، ترجمه ، گزارش کار و جزوه و … بخشی از بازار خرده فروشی جامعه دانشگاهی و علمی ما در ایران است. بدیهی است صرف بودجه های تحقیقاتی در علوم مختلف باید با نظارت دقیق، با تایید متخصصان و کمیته های تخصصی علمی صورت پذیرد. در غیر اینصورت عده ای سودجو پروژه های بی حاصلی با عناوین پرطمطراق تعریف کرده و روی آن بودجه گرفته و بدین ترتیب بودجه تحقیقاتی کشور را که بایستی صرف توسعه علم شود به حساب شخصی خود واریز می کنند! 
اما بازگردیم به کارکرد موسسات تحقیقاتی و انیستیتو های پژوهشی در آلمان به عنوان نمونه ای موفق در توسعه پایدار علم. در آلمان موسسات و انجمن های گوناگونی در زمینه تحقیقات علم و فناوری فعالیت می کنند. مشهور ترین آنها انجمنی است به نام انجمن ماکس پلانک (عنوان اصلی Max-Planck-Gesellschaft zur Förderung der Wissenschaften) که  در ۲۶ فوریه سال ۱۹۴۸ به ریاست اتو هان در شهر گوتینگن آلمان بنیان نهاده شد و نام پدر نظریه کوانتوم ، ماکس پلانک، را بر خود  نهاد. شخص اتو هان از سالهای ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۰ نخستین رییس انجمن (با عنوان ماکس پلانک) بوده  است. نگاهی به سابقه این مجموعه نشان می دهد که ۱۵ تن از اعضای این انجمن در زمره برندگان جایزه نوبل بوده اند و از این حیث هیچ انجمن تحقیقاتی در دنیا هم پایهء انجمن ماکس پلانک، نوبلیست نداشته است. به ندرت می توان شاخه ای از علوم و زمینه تحقیقاتی را پیدا کرد که انیستیتو ماکس پلانک در زمینه آن به تحقیقات تخصصی نپرداخته باشد. انجمن ماکس پلانک یک بنیاد بزرگ تولید علم است. رتبه بندی مجله تحصیلات عالی تایمز ( Times Higher Education) در سال ۲۰۰۶ نشان می دهد انجمن ماکس پلانک در بین مؤسسه‌های تحقیقاتی غیر دانشگاهی در زمینه علوم رتبه اول در دنیا و در زمینه تکنولوژی در جایگاه سوم جهان قرار دارد. در مجموع نزدیک به ۸۰ مؤسسه پژوهشی در داخل و چندین مرکز تحقیقاتی در خارج از کشور آلمان بعنوان موسسات وابسته به انجمن ماکس پلانک فعالیت می کنند و هر زمینه تحقیقاتی در هر انیستیتو، با سرپرستی اساتید معتبر و دانشمندان مطرح با ملیت های مختلف به تولید علم مشغولند. 

 


 

نمونه هایی از جوایز سالانه پژوهشکده و موسسات تحقیقاتی آلمان

 

Otto Hahn Medal
مدال اتو هان
مدال اتو هان از جمله جوایز انجمن ماکس پلانک است که هر ساله، تعدادی از دانش پژوهان شایسته را کاندیدای دریافت آن می نماید . مدال اتو هان جایزه ارزشمندی است که به دانشمندان و پژوهشگران جوان اعطا می شود. سابقه تاریخی این جایزه ترویج علم با ارزش ۷۵۰۰ یورو، به سال ۱۹۷۸ باز میگردد و تا کنون بیش از ۸۰۰ تن از دانش پژوهان و دانشمندان مفتخر به دریافت آن گردیده اند. 

جایزه دیتر رامپاخر
Dieter Rampacher Prize

این جایزه همه ساله از سوی انجمن ماکس پلانک به کاندیداهای جوان دانشجویی دکترا (سن حدود ۲۵ تا ۲۷) اعطا می شود. جایزه ارزشمندی برای ایجاد تشویق و انگیزه دانشجویان که از سال ۱۹۸۴ توسط هرمان رامپاخر عضو حامی انجمن ماکس پلانک و به یادبود برادرش دیتر رامپاخر دانشجوی فیزیک در TH Stuttgart بنیان گذاشته شد. 

 

جایزه دکترای گرترود ریمتسما

Gertrud Reemtsma Ph.D.
این جایزه به دانشجویان دکترا در رشته نورولوژی اختصاص دارد و بر ۲۰ هزار یورو بمدت دو سال کمک هزینه بالغ می شود. به مبلغ این جایزه می تواند تا ۳۰۰۰ یورو تشویقی نیز اضافه شود. 

جایزه پیتر هانس هوفشنایدر
Peter Hans Hofschneider Prize
این جایزه که از سال ۲۰۰۵ بنیان گذاشته شده به پژوهشگران جوانی اعطا می شود که در زمینه پزشکی مولکولی فعالیت میکنند. مبلغ این جایزه ۳۰۰۰ یورو نقدی است. پیتر هانس هوفشنایدر متولد ۱۹۲۹ دانش آموخته پزشکی، روانشناسی و زیست شناسی در دانشگاه توبینگن و از سال ۱۹۶۶ رئیس بخش بیوشیمی انیستیتو ماکس پلانک و همچنین از پایه گذاران مرکز ژنتیک دانشگاه مونیخ بوده است.

به جز انجمن ماکس پلانک ، موسسات بسیاری در آلمان هستند که با کارکرد مشابه، از پژوهش پژوهشگران حمایت میکنند و زمینه تحقیقات و تولید علم را در میان محققان و دانش پژوهان فراهم می نمایند. بدیهی است که ارائه لیست کامل و دقیقی از موسسات تحقیقاتی ، نوشتار دیگری می طلبد و ما تنها بعنوان مشتی نمونه خروار ، به برخی از آن ها اشاره می نماییم. 

انجمن تحقیقات آلمان (Deutsche Forschungsgemeinschaft  (DFG
این انجمن در چارچوب یک برنامه ویژه، امکان سفرهای علمی ، شرکت در کنگره ها، سخنرانی ها و سفرهایی جهت ایجاد ارتباط برای محققان خارجی را فراهم می آورد. جایزه ارتباطات علم این انجمن، معادل ۵۰ هزار یورو است. 

بنیاد آلکساندر فون هومبولدت Alexander von Humboldt-Foundation
این بنیاد دو برنامه عمده برای محققان و پژوهشگران خارجی با مدرک دکترا دارد:
بورس های تحقیقاتی طولانی مدت از ۶ تا ۱۲ ماه
اعطای بیش از ۱۵۰ جایزه تحقیقاتی هومبولدت در سال به پژوهشگران شناخته شده بین المللی با پیشنهاد محققان آلمانی. همراه با این جایزه محققین به مدتی نسبتا" طولانی (۴ تا ۱۲ ماه) برای انجام یک پروژه تحقیقاتی به انتخاب خود، دعوت می شوند.

 

انیستیتو ملی ارتباطات علم  Das Nationale Institut für Wissenschaftskommunikation 


یک مجموعه حرفه ای در زمینه ترویج علم است که با رویکرد ژورنالیسم علمی سهم بزرگی در امور مربوط به ترویج و ارتباطات علم در آلمان دارد.  NaWik که مرکز آن در شهر کارلسروهه واقع است با حضور دانشمندان مطرح و پژوهشگران خبره، با برگزاری سمینارها و انتشار مجلات علمی، روزنامه ها، فیلم ها و برنامه های مستند علمی یکی از موسسات معتبر ترویج علم در آلمان به شمار می آید. 

 در بخش های بعدی به معرفی سایر بنیادهای پژوهشی دانشگاهی و همچنین موسسات فعال در زمینه ترویج علم وفناوری خواهیم پرداخت و به نحوه ارتباط صنعت و دانشگاه در این کشور اشاره خواهیم نمود.. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 اسفند1392ساعت 1:1 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 


FameLab ist ein Wettbewerb für junge Wissenschaftler, der weltweit neue Talente der Natur- und Ingenieurswissenschaften entdeckt.

Wenn Ihr Berufs- bzw. Studienfeld ein MINT-Fach ist und Sie meinen, Ihr Fachgebiet oder ein naturwissenschaftliches Thema einem Laien spannend und fachkundig erklären zu können, möchten


:Der Ablauf

Geben Sie eine drei-minütige Präsentation über ein naturwissenschaftliches Thema, die von einem allgemeinen Publikum verstanden werden kann

Kein PowerPoint oder Notizen – nur  Requisiten, die Sie alleine auf die Bühne tragen können.

Von Januar bis März finden die regionalen Ausscheidungen statt.

Das Deutschland-Finale findet am 10. Mai 2014 statt.

FameLab gibt Ihnen die Möglichkeit, Ihre Kommunikationsfähigkeiten im Bereich Ihres Forschungsgebietes zu verbessern. Es ist heutzutage zunehmend wichtig, dass Sie Ihr Forschungsgebiet kurz und verständlich erklären können, nicht nur Medien und Journalisten gegenüber, sondern auch der Öffentlichkeit, Freunden und Famile - und nicht zuletzt Institutionen und Behörden, die die Wissenschaft finanzieren. Als FameLab Alumni haben Sie außerdem dieGelegenheit, andere Wissenschaftler kennenzulernen und Kontakte zu knüpfen.

Link



+ نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1392ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

Wissenschaft für Alle" ist eine wissenschaftliche Fernsehsendung auf tv7.ir im Jahr 2012mit dem Thema Social Media in der Wissenschaftskommunikation

Meine vorlesung in dieser sendung war über die Gefährlichkeit von Aberglaube und Pseudowissenschaft

مستند تلویزیونی علم برای همه برنامه ای با موضوع عمومی سازی علم ، به کارگردانی حسین فروتن است که از شبکه آموزش تلویزیون ایران پخش خواهد شد. این برنامه زمانی ضبط شد که من هنوز در ایران زندگی میکردم و به کار در زمینه ژورنالیسم علمی در ایران علاقه داشتم.

- تاریخ عمومی سازی علم در ایران
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی سنتی، سخنرانی، موزه علم، پوستر و غیره
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق رادیو(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق تلویزیون(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق کتاب(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق نشریات(ایران و جهان)
- تاریخچه و ابعاد عمومی سازی علم از طریق رسانه های نوین، اینترنت(ایران و جهان)

موضوع بحث من در این برنامه عمدتاً در خصوص ماهیت علم و نیز خطرات شبه علم Pseudoscience بود.

 

+ نوشته شده در  جمعه 24 آبان1392ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

Vielleicht hat der ein oder andere von euch auch schon mal in der Fußgängerzone in Deutschland einen dieser schwebenden Männer oder Mönche gesehen und erst einmal gestaunt, wie es funktoniert, dass jemand gefühlte Stunden sositzen kann.


Natürlich kann dieser Mann nicht wirklich schweben.  Das Kostüm verhüllt eine Metallvorrichtung.


(Der Künstler sitzt eigentlich auf einer Platte (1

Von dort führt eine Stange entlang durch Kostümärmel und Stock (2) hindurch in eine weitere als Teppich getarnte Bodenplatte (3). Touristen und Einheimische sind trotzdem begeistert und möchten sich gerne weiterhin der schönen Illusion hingeben.

Ja! Dabei ist der Trick hinter dem Kunststück ganz einfach: Der Stock, an dem sich der Mann aufstützt, ist fest im Boden verankert. Über eine Stange (versteckt im Ärmel des Mannes) ist eine Platte daran befestigt, auf der der Mann sitzt.






جادوگر معلق روی هوا! در خیابان های فرانکفورت، با اجرای این نمایش، کسب درآمد می کند . 


آیا می توان قوانین فیزیک را نقض کرد؟

در شهرهای مختلف آلمان، گاه در پیاده روها مردانی با لباس راهبه های بودایی می بینید که بصورت معلق روی هوا نشسته و از این راه کسب درآمد می کنند. غالب حاضران در نهایت حیرت، معلق بودن آنها را به اصطلاح خودشان به نیروها یا با تعبیری ناشیانه و مبهم، به انرژی های ماورائی و قوای روحانی و معنوی نسبت میدهند. به نیروهایی خارق العاده که ظاهراً قواعد فیزیک قادر به توجیه و تبیین آن نیست.
این نمایش، یکی از رایج ترین حقه های جادوگران خیابانی و اساساً برگرفته از سنت مرتاضان هندی است. جادوگران خیابانی با حیله و ترفند ، دستی به عصایی گرفته که ادامه آن به یک سازه ساده متعادل منتهی و در زیر لباس و بدنهء اصلی سازه زیر قالیچه پنهان شده است. در ظاهر، غلبه آنان بر قانون فیزیکی گرانش (و بنابراین نقض اقتضائات فیزیکی جهان) حیرت برانگیز است. اعمال حیرت انگیز این دسته از جادوگران در نظر مخاطبان و ناظران، ناقض قوانین فیزیک و از همین رو اسباب حیرت است.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آبان1392ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط عرفان کسرایی   | 

مطالب قدیمی‌تر